تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦

بيان غزوه « واقعه » تبوك

چون پيغمبر بمدينه مهاجرت فرمود و آن بعد از جنگ طائف بود . مدتى اقامت فرمود كه از ماه ذى الحجه تا رجب كشيد . پس از آن فرمان بسيج داد كه بر دولت روم هجوم كنند . بمردم ( مسلمين ) هم اطلاع داد كه راه دور را در فصل تابستان و شدت گرما خواهد پيمود . قبل از آن اگر محلى را قصد مىفرمود به محل ديگرى اشاره و توريه ( رو جانب ) مىفرمود ( تصريح نمىكرد و قصد را مخفى مىداشت ولى در جنگ روم سختى كارزار و دورى مسافت و شدت گرما را گوشزد فرمود ) . علت آن تجهيز و بسيج اين بود كه پيغمبر آگاه شده بود كه هرقل ( هراكليوس ) پادشاه روم و مسيحيان عرب كه نزد او ( پيرامون او ) بودند تصميم بر قصد پيغمبر گرفته‌اند . پس ( حضرت او ) با مسلمين بسيج و آماده جنگ و سوى روم روانه شدند . گرما بسيار سخت و زمين بىحاصل و قحط شديد و مردم دچار تنگدستى و سختى معيشت شده بودند . وقت ميوه ( خرما ) هم رسيده بود . مردم ميخواستند در جاى خود آرام بمانند ولى با اكراه تجهيز شدند . بدين سبب آن لشكر را سپاه عسرت ( سختى ) ناميدند پيغمبر بجد بن قيس كه يكى از سران منافقين بود فرمود : اى جد آيا مايل هستى كه امسال با بنى - الاصفر ( پادشاهان روم ) نبرد كنى ؟ گفت . قوم من مىدانند كه من زن دوست ( خوش گذران و شهوت‌ران و آسايش خواه ) هستم . مىترسم كه بزنان بنى الاصفر قناعت نكنم