تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
كه رخت ببندند . و نيز گفته شده كه پيغمبر ( درباره مراجعت و ترك محاصره ) با نوفل بن معاويه ديلى مشورت فرمود . او گفت : اى پيغمبر خدا . شغالى در غارى محصور شده ( مراد اهل طائف ) اگر محاصره را ادامه دهى آن شغال را شكار مىكنى و اگر هم ترك محاصره كنى زيانى به تو ( حضرت ) نخواهد رساند . پيغمبر اذان سفر و جار مراجعت را اجازه فرمود چون آغاز رحيل شد مردى گفت : يا رسول اللّه بر ثقيف نفرين كن . پيغمبر فرمود ( نه ) خداوندا ثقيف را هدايت كن و آنها را نزد من باز آر . چون ثقيف ديدند كه مردم ( مسلمين ) از آنها ( محاصره آنها ) برگشتند . سعيد بن عبيد ثقفى فرياد زد : هان مردم ما در جاى خود پايدارند . عيينة بن حصن گفت : آرى به خدا آنها مردم آزاده و گرامى هستند . يكى از مسلمين گفت : خدا ترا بكشد اى عيينه . تو آنها را مىستائى و حال اينكه از پيغمبر رو نهفتند ؟ . گفت : به خدا من با شما نيامده‌ام كه با ثقيف نبرد كنم ولى ميخواستم كه محمد طائف را بگشايد و من هم زنى از آنها اسير كنم . از او فرزندى بوجود آرم كه منتسب بثقيف باشد زيرا آنها سخت دلير و نيرومند هستند . در جنگ طائف دوازده تن از مسلمين بدرجه شهادت رسيدند . يكى از آنها عبد اللّه بن ابى اميه مخزومى كه مادر او عاتكه دختر عبد المطلب ( عمه پيغمبر ) بود همچنين عبد - اللّه بن ابى بكر صديق كه هدف تير شد و در مدينه مرد آن هم بعد از وفات پيغمبر ( مجروح مانده بود ) . سائب بن حارث بن عدى و چند تن ديگر از آنها ( شهداء ) بودند . باديه دختر غيلان هم اسير شد ( اين همان زنى كه خويله آرزوى زيور او را نمود ) . دربارهء باديه ( زن گرفتار يا زيوردار ) هيت مخنث ( مرد زن صفت ) بعبد اللّه بن اميه ( قبل از كشته شدن ) گفته بود اگر فتح طائف ميسر شد تو اين زن را از پيغمبر درخواست كن ( باديه بنت غيلان ) زير او چنين است ( آنگاه او را چنين وصف كرد ) باريك اندام ، زيبا ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 320 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت