تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
ميشى داشتم كه بره زائيد و مرد من آن بره را از شير سگ پرورانيده بودم . از مضر پرسيدند چگونه شراب را دانستى گفت : من بعد از نوشيدن آن سخت تشنه شدم . ( ! ) از ربيعه هم پرسيدند و او هم پاسخى داد جرهمى ( كاهن ) نزد مهمانان رفت و گفت : حاجت خود را كه بداورى من نياز دارد بيان كنيد ، آنها هم وصيت پدر را شرح دادند او هم حكم كرد كه گنبد سرخ و شترهاى سرخ و دينارهاى سرخ بايد بمضر داده شود ، خيمه سياه و اسبهاى تيره رنگ را بربيعه اختصاص داد كنيزى كه موى وى سياه و سفيد بود همچنين گله سفيد و سياه ( ابلق ) را با ياد واگذار نمود ، زمين و املاك و درهمها را بانمار منحصر كرد ، مضر نخستين كسى بود كه حدى ( آواز كاروان ) نمود ، علت آن نيز چنين بوده كه از شتر افتاد و دستش شكست آنگاه ناليد و فغان كرد و گفت اى واى دستم ، شترها كه آن آواز يا ناله را شنيدند چراگاه را ترك كرده به او گرويدند چون حال وى بهبود يافت سوار شتر شد و بآواز خود ادامه داد آواز وى بهترين صوت بود ، و نيز گفته شده دست غلام او شكست و او فرياد زد و شترها بهواى صداى او جمع شدند ، مردم هم در آن آواز تصرف كرده بر آن افزودند و او نخستين كسى بود كه گفت : شترها براى آواز دم تكان مىدهند اين جمله مثل شد ( ضرب المثل ) ( اين افسانه ميان عرب شايع بوده و هست و بر داستان برادران و هوش آنان شاخ و برك نهاده‌اند . م ) روايت شده كه پيغمبر فرمود : مضر و ربيعه را ناسزا مگوئيد زيرا هر دو مسلمان بودند . ( ابن نزار ) گفته شده كنيه او ابو اياد يا ابو ربيعه بوده مادرش معانه دختر جوشم بن جهلمه بن عمرو بن جرهم و برادران ابوينى او قنص و قناصه و سالم و جنده و جناد و جناده و قحم و عبيد الرباح و عزف و عوف و شك و قضاعه بودند و كنيه معد پدر او به همين فرزند بود ( كه ابو قضاعه خوانده مىشد ) ( ابن معد ) مادرش مهده دختر لهم گفته شده لهم بن جلحب بن جديس يا ابن طسم . برادران پدرى او ريث و نيز ريث عك خوانده مىشد ياعك بن ريث و عدن بن عدنان گفته شده او
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت