تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
نضر زن او ( كنانه ) شده بود ( ابن خزيمه ) كنيه او ابو اسد و مادر او سلمى دختر اسلم بن حاف بن قضاعه بود . برادر مادرى او تغلب بن حلوان بن عمران بن حاف بود . خزيمه هم برادر پدرى او كه مادرش هذيل بود . گفته شده كه مادر آنها سلمى بنت اسد بن ربيعه بود . خزيمه كسى بود كه هبل ( بت بزرگ ) را در كعبه نصب نمود - هبل خزيمه هم ناميده شد . ( اسلم ) بضم لام . ( ابن مدركه ) نام او عمرو كنيه او ابو هذيل و نيز گفته شده ابو خزيمه و مادر او خندف كه ليلى دختر حلوان بن عمران باشد ، مادر او ضريه دختر ربيعه بن نزار پناهگاه ضريه به او منتسب مىباشد . برادران ابوينى مدركه عاصر كه نام ديگرش طابخه و عمير كه نام دومش قمعه بود و نيز ابو خزاعه گفته شده . هشام گويد الياس براى چراگاه روانه شده بود كه ناگاه خرگوشى جست و شترها از آن رميدند ، عمرو بدنبال خرگوش دويد و آن را ادراك كرد ( رسيد و دريافت ) او را مدركه نام نهادند . عاصر هم آن را طبخ كرد ، طابخه ناميده شد . عمير هم در چادر قمع شد ( تنها ماند او را قمعه گفتند ) . مادر آنها ليلى بدنبال آنها دويد به او گفتند چرا مىدوى ؟ نام وى را خندف ( دونده ) نهادند ( افسانه با تكلف و بى فايده - م ) ( ابن الياس ) كنيه او ابو عمر و مادر او رباب دختر جنده بن معد و برادر ابوينى او الناس كه عيلان باشد ( الناس بانون ) سبب ناميدن عيلان اين بود كه اسبى بنام عيلان داشت و او بنام اسب خود مشتهر گرديد . چيزهاى ديگر هم گفته شده . او در گذشت و مادرش خندف بر او سخت جزع نمود . تصميم گرفت كه زير سقف نباشد در بيابان سرگردان و نالان بود تا وقتى كه هلاك شد اندوه او ضرب المثل ( صحيح آن مثل - م ) شد . او در روز پنجشنبه مرد و مادرش هر روز پنجشنبه از صبح تا غروب مىگريست .