تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بر خداوندگار يك امر مسلم و شد نيست . من از اين مىگريم كه چگونه ( از جهنم ) خارج شوم بعد از اينكه در آن ورود كنم . مسلمين گفتند . برويد بسلامت و خدا شما را نزد ما بسلامت برگرداند . عبد اللّه بن رواحه گفت : شعر
لكنتى اسال الرحمن مغفرة * و ضربة ذات فرع تقذف الربدا او طعنة بيدى حران مجهزة * بحربة تنفذ الاحشاء و الكبدا حتى يقولوا اذا مروا على جدثى * يا ارشد اللّه من غاز و قد رشدا
ولى من از خداوند بخشنده مغفرت ميخواهم و نيز يك ضربت ( بدشمن ) كه اثر آن عميق و فراخ باشد ميخواهم كه آن ضربت ( مانند موج ) كف انگيزد يا يك طعنه ( فرو بردن نيزه ) بدست يك ( مرد ) پايدار كه بدنبال آن يك حربه جگر شكاف باشد . تا آنكه بگويند هنگامى كه بر جسد افسرده من بگذرند خداوند اين غازى ( مجاهد ) را هدايت كند كه هدايت شده است . چون پيغمبر آنها را وداع فرمود و برگشت عبد اللّه ( ابن رواحة ) گفت : شعر
خلف السلام على امرى ودعته * فى النخل خير مشيع و خليل
درود جانشين ما باشد بر مردى كه او را در نخلستان گذاشتيم ( و رفتيم ) و او بهترين بدرقه كننده و بهترين دوست است . سپس آنها روانه شدند تا در معان ( محل ) از كشور شام رسيدند در آنجا شنيدند كه هر هرقل ( هركليوس ) با صد هزار جنگجوى رومى و صد هزار مرد معرب ( عرب شده ) از لخم و جذام و بلقين ( قبايل عرب كه در شام زيست مىكردند ) سوى آنها مىشتابد امير آنها مردى از بلى بنام مالك بن رافله بود آنها ( دشمن ) در مأرب ( محل ) از سر زمين بلقاء لشكر زدند . مسلمين در معان دو شب اقامت كرده در كار خود نگران
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 276 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت