كرده ) . آنها گفتند اگر مىدانستيم ما و او داراى وضع ديگرى بوديم .
اموال خيبر را ( پيغمبر ) چنين تقسيم نمود : شق و نطاه ( دو محل ) ميان مسلمين كتيبه هم خمس خدا و پيغمبر خدا و ذوى القربى ( خويشان ) و يتيمان و تهى دستان و درماندگان ( غربا و از راه بازماندگان ) گرديد : پيغمبر زنان خويش را و گروهى از مردانى كه در صلح فدك پاى مردى و توسط كرده بودند اطعام فرمود خيبر ( و غنايم آن ) بر اهل حديبيه ( آنان كه در صلح مكه در آن محل با پيغمبر بودند ) تقسيم شد .
باسب دو سهم ( سوار ) و پياده يك سهم داده شد پيغمبر اهل خيبر را در محل مستقر فرمود .
ابو بكر ( در خلافت خود ) و بعد از او عمر مدتى از فرمانروائى خود آنها را بدان حال ( زمان پيغمبر ) نگهداشت تا آنكه شنيد كه پيغمبر در مرض وفات خود فرموده بود كه در جزيرة العرب دو دين نبايد با هم جمع شود ( برپا شود ) آنگاه عمر از قوم يهود كسانى را اخراج كرد ( از جزيرة العرب ) كه از پيغمبر پيمانى در دست نداشتند .
( سلام ابن مشكم ) بتشديد لام و ( مشكم ) بكسر ميم و سكون شين نقطهدار ( حقيق ) بضم حاء بىنقطه و دو قاف ( اخطب ) با خاء نقطهدار و آخر آن باء يك نقطه .
( معرور ) با عين بىنقطه و بعد از آن دو راء بىنقطه . ( علاط ) بكسر عين بىنقطه و طاء بىنقطه .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٢