تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
كرد كه يك ثلث حاصل خرماى مدينه را به آنها اختصاص دهد كه آنها و اتباع آنها از ميدان جنگ رو برگردانند . آنها هم قبول كردند در اين باره با سعد بن معاذ و سعد بن عباده ( هر دو رئيس انصار ) مشورت فرمود آنها گفتند آيا اين كار را خود پسنديدى يا فرمان خداوند است . پيغمبر فرمود اين كار ( بخشيدن يك ثلث خرما ) را بصلاح شما ديده‌ام زيرا اعراب از هر سو شما را بيك تير نشان كرده‌اند ( كنايه از اتحاد دشمنان اسلام ) من خواستم نيروى آنها را كه شما را هدف كرده درهم‌شكنم . سعد بن معاذ گفت : ما و آنها در حال كفر بوديم و در آن حال هرگز آنها طمع اين را نداشتند كه يك دانه خرما از ما بربايند مگر آنكه خود در مهمان نوازى يا فردى به آنها بدهيم . اكنون كه خداوند ما را بدين اسلام گرامى و توانا كرده بايد مال خود را برايگان به آنها بدهيم ؟ هرگز جز شمشير ناچيزى به آنها مىدهيم تا آنكه خداوند هر چه خواسته ميان ما و آنها حكم فرمايد پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم از آن پيشنهاد منصرف گرديد چند سوارى از قريش كه عمرو بن عبد ود از بنى عامر بن لوى و عكرمة بن ابى جهل و هبيرة بن ابى وهب و نوفل بن عبد اللّه و ضرار بن خطاب فهرى بر بنى كنانه گذشتند و به آنها گفتند آمادهء جنگ باشيد . خواهيد ديد دليران چابك سوار كيانند ؟ ( مقصود خود آنها ) عمرو بن عبد ود در جنگ بدر هم شركت كرده بود و آن كافر چند زخم كارى برداشت و از مهلكه نجات يافت و در جنگ احد هم شركت نجسته بود . در جنگ خندق علامتى ( عمامه رنگى با غير آن ) برگزيد تا بدان محل و مكان او شناخته شود . او و متابعين او بر خندق تاختند ، معبر تنگى برگزيده و از آن با دليرى گذشتند ، با اسبهاى خود ميان خندق ( كه از آن گذشته بودند ) و سلع ( محل ) جولان دادند ( با غرور ) على بن ابى طالب با چند تن از مسلمين سوى آنها روانه شده معبر را بر آنها سد كردند . عمرو ( چنان كه گذشت ) علامتى نمايان داشت على او را قصد كرد و گفت : اى عمرو تو با خداى خود عهد كرده بودى كه اگر مردى از قريش يكى از دو كار را از من بخواهد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 205 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت