مشغول كندن خندق ( معرب كنده ) مىشد خداوند اين آيه را نازل كرد
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ »
الى آخر ، مؤمنين كسانى هستند كه به خدا و پيغمبر گرويدند حفر خندق را هم قسمت بقسمت ما بين مسلمين تقسيم كردند . ما بين مهاجرين و انصار درباره سلمان اختلاف پديد آمد هر دسته او را از خود مىدانستند و نزد خويش ميخواندند پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم فرمود « سلمان از ماست خاندان نبوت » بهر ده تن جهل گز اختصاص داد . در قسمتى كه سلمان و حذيفه و نعمان بن مقرن و عمرو بن عوف با شش تن از انصار مشغول كندن بودند يك سنگ خارا پديد آمد كه كلنك را شكست پيغمبر را از پيدايش و سختى آن آگاه كردند . پيغمبر باتفاق سلمان به محل آن رفت ، كلنگ را گرفت و سخت نواخت كه آن را شكافت ، ناگاه شراره از آن پريد و فضاى مدينه را روشن نمود مثل اينكه يك چراغ در درون يك خانه تاريك روشن شده باشد .
پيغمبر تكبير فرمود مسلمين هم همه تكبير كردند و دوباره و سه باره چنين شد و پيغمبر آن را خرد و تباه فرمود . سلمان از پيغمبر پرسيد كه در روشنائى آن برق چه ديد پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم فرمود . اين شراره كه برق از آن روشن شده حيره ( كوفه - قادسيه ) و كاخهاى كسرى را در دفعه اولى روشن نمود و جبرئيل به من خبر داد كه امت من بر آنها پيروز خواهد شد . در دومين بار كاخهاى سرخ در شام و روم روشن شد و او « جبرئيل » به من خبر داد كه امت من غالب خواهد شد . بار سيم كاخهاى صنعا يمن روشن شد و او « جبرئيل » به من خبر داد كه ملت من بر آنها ظفر خواهد يافت مسلمين از اين بشارت خرسند شدند . منافقين هم گفتند . آيا تعجب نمىكنيد كه او وعده باطل ميدهد و ادعا مىكند كه از يثرب « مدينه » حيره و مدائن كسرى را مشاهده مىكند و مىگويد آنها بدست شما گشوده مىشود در حالى كه شما مشغول حفر خندق هستيد و ياراى بروز براى دشمن نداريد خداوند اين آيه را نازل كرد :
« وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً »
در آن هنگام منافقين و آنانى كه