شدت يافت ، او تيرى بدست گرفت و با پيكان تيز آن دو رگ خويش را بريد ، خون بسيار از او جارى و او هلاك شد . خبر برسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم دادند فرمود .
من شهادت مىدهم كه خود رسول اللّه هستم . ( مقصود اطلاع دادن بدوزخى بودن قزمان و صدق آن ) .
يكى ديگر كه در جنگ احد كشته شده بود مخيريق يهودى بود . او در آن روز بيهود گفت : اى قوم يهود شما مىدانيد كه يارى محمد حق و بر شما واجب است .
آنها گفتند : امروز روز شنبه است ( خوددارى مىكنيم ) او گفت : من شنبه نمىشناسم ، شمشير و اسلحهء خود را برداشت و بميدان رفت و گفت : اگر من كشته شوم دارائى من بمحمد واگذار شود هر چه ميخواهد بكند ، او جنگ كرد تا كشته شد . پيغمبر فرمود : مخيريق بهترين قوم يهود است . يمان پدر حذيفه ( از مشاهير ياران ) كشته شد او و ثابت بن قيس ( به علت پيرى ) هر دو را پيغمبر از جنگ منع و با زنان در جاى بلند كنار گذاشته بود . آن دو تن با هم گفتگو كردند كه چرا ما از يارى پيغمبر باز بنشينيم ، هر دو شمشيرها را كشيده براى طلب شهادت بميدان رفتند . با دو دسته متحارب آميختند و كسى آنها را نمىشناخت ، ثابت بدست مشركين بدرجه شهادت رسيد و يمان ندانسته دچار شمشيرهاى مسلمين شد كه او را نشناخته كشتند .
حذيفه ( فرزند او ) فرياد زد ، پدرم پدرم . گفتند به خدا او را نشناختيم . گفت :
( حذيفه ) خدا شما را ببخشد ، پيغمبر خواست خونبهاى او را بدهد حذيفه ديه را بمسلمين صدقه داد . بعضى از مسلمين شهداء خود را بمدينه حمل كردند ، پيغمبر فرمود كشتگان را در محل خود دفن كنيد هر دو يا سه تن در قتلگاه خود به خاك سپرده شدند ، هر كه قرآن را بهتر آموخته بود رو به قبله كشيده شد ، بر همه نماز خواند . با هر شهيدى كه مىآوردند نعش حمزه را مىگذاشت و بر او نماز ميخواند .
گفته شد با هر نه تن جسد حمزه را مىگذاشت و نماز بر ده كشته مىخواند . چون
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨١