خواستند حمزه را دفن كنند على اول داخل قبر او شد همچنين ابو بكر و عمر و زبير پيغمبر هم كنار قبر او نشست . پيغمبر فرمود كه عمرو بن جموح و عبد اللّه بن حرام هر دو در يك قبر دفن شوند كه هر دو در حيات دوست بودند چون شهداء را دفن كردند پيغمبر برگشت . حمنه دختر جحش را ديد و شهادت برادرش را به او خبر داد و تسليت فرمود او گفت : پناه به خدا . سپس شهادت برادرش حمزه را خبر داد او طلب مغفرت نمود . خبر شهادت شوهرش را داد ضجه و فرياد و جزع نمود .
فرمود شوهر زن براى زن داراى منزلت و مقام است . پيغمبر از خانه يكى از ياران گذشت صداى زارى و سوگوارى شنيد ، متأثر شد و گريست و فرمود كسى بر حمزه گريه و ندبه نمىكند . سعد بن معاذ كه اين را شنيد به خانه بنى عبد الاشهل رفت و امر كرد كه زنان آن خاندان خارج شوند بر حمزه ندبه و زارى كنند .
پيغمبر بر زنى از انصار گذشت كه پدر و شوهر او كشته شده بودند ، چون خبر مرگ آنها را به او دادند پرسيد پيغمبر در چه حال است ؟ گفتند به حمد اللّه چنان كه خواهى تندرست است . گفت : بايد او را ببينم ، چون پيغمبر را ديد گفت : هر - مصيبت سختى با بودن تو آسان است . روز مراجعت پيغمبر بمدينه شنبه بود كه در همان روز واقعه جنگ رخ داده بود ( نيار ) با نون بكسر و ياء دو نقطه زير و در آخر آن راء . ( جبير ) بضم جيم مصغر جبر و ( خواث ) بخاء نقطهدار و واو تشديد شده الف و تاء با نقطه بالا ( حبان ) بكسر حاء بىنقطه و باء يك نقطه و در آخر آن نون است . ( حليس ) بضم حاء بىنقطه مصغر حلس است ( زبان ) با زاء و باء يك نقطه و در آخر آن نون است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٢