شمشيرى غير از ذو الفقار و راد مرد دليرى جز على نيست . در آن هنگام دندان رباعى زيرين شكست و لب پيغمبر شكافته شد ، زخمى برخسار و پيشانى ( آن حضرت ) نشست كه زير مو ( جبهة ) بود زيرا ابن قمئه با شمشير آخته بر او ( حضرت او ) حمله نمود كه او را مجروح كرد . گفته شده عتبه بن ابى وقاص او ( حضرت او ) را مجروح كرد و نيز روايت شده ضارب عبد اللّه بن شهاب زهرى جد محمد بن مسلم بوده و باز گفته شده كه عتبه بن ابى وقاص و ابن قمئه ليثى ادرمى كه ادرم ذقن او ناقص بود و ابى بن خلف جمحى و عبد اللّه بن حميد اسدى ، اسد و قريش بر قتل پيغمبر پيمان بسته بودند كه ابن شهاب پيشانى را زخم كرد و عتبه با چهار سنگ او را هدف نمود كه دندان رباعى راست را شكست و لب ( آن حضرت ) را دريد . اما ابن قمئه كه رخساره او ( حضرت ) را مجروح نمود كه چند حلقه از مغفر ( زره سرپوش ) داخل زخم او شده بود سپس شمشير بر سر او ( حضرت او ) نواخت و كارى پيش نبرد پيغمبر بر زانو افتاد و زانوى او ( حضرت او ) خراشيده شد . اما ابى بن خلف كه با حربه بر او ( حضرت ) حمله كرد پيغمبر ان حربه را از او گرفت و او را با همان سلاح كشت و نيز گفته شده كه آن حربه زبير بود كه پيغمبر آن را از او گرفته دشمن را با آن كشت و نيز گفته شده كه آن حربه را از حارث بن صمه گرفته بود ولى عبد اللّه بن حميد روايت مىكند كه قاتل او ( ضارب پيغمبر ) ابو دجانه انصارى بود . چون روى پيغمبر مجروح و خون جارى شد آن را پاك كرد و فرمود : چگونه قومى كه روى پيغمبر خود را به خون آغشته نمودهاند رستگار شوند و حال اينكه به خداپرستى ( آنها را ) دعوت نموده در پيشگاه پيغمبر پنج تن از انصار دفاع كرده كشته شدند . ابو دجانه هم خود را سپر كرده با اينكه آماج تير دشمن شده بود بر پيكر پيغمبر منحنى شده بود نمىگذاشت آسيبى به آن بزرگوار برسد . سعد بن ابى وقاص هم ايستاده تير اندازى مىكرد . پيغمبر تيرها را يكى بعد از ديگرى بدست
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٤