تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
دور شدند . مشركين شكست خورده گريختند ، زنها هم بر فراز كوه آمده پناه بردند . مسلمين هم لشكرگاه دشمن را تاراج كردند . تيراندازان ( كه پيغمبر آنان را براى دفاع قرار داده بود ) چون فرار و پريشانى كفار و غارت مسلمين را ديدند ( مركز خود را از دست داده ) بيغما پرداختند ، گروهى هم پايدارى كرده گفتند : فرمان پيغمبر را اطاعت و در جاى خود پايدارى مىكنيم - خداوند اين آيه را درباره آنها نازل كرد
« مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ »
بعضى از شما دنيا را ميخواهد و برخى آخرت را يعنى فرمان پيغمبر را اطاعت و متابعت مىكند ابن مسعود ( اعلم اصحاب پيغمبر كه تا زمان على زيست ) چنين گويد : من هيچ نمىدانستم كه ميان ياران كسى باشد كه دنيا را بخواهد تا اين آيه نازل شد . چون تيراندازان سنگر و موضع خود را ترك نمودند . خالد بن وليد ( فرمانده سواران دشمن ) چون عده تيراندازان را كم ديد بر آنها حمله برده و همه را كشت سپس بر ياران پيغمبر از پشت تاخت نمود چون مشركين ديدند كه سواران مشغول نبرد شده از گريز برگشته بستيز پرداختند و مسلمين را شكست دادند ، قبل از آن مسلمين پرچم‌داران كفار را كشته و علم بر زمين افتاده بود كه هيچ كس قادر بر افراشتن آن نبود ناگاه عمره دختر علقمه حارثى رسيد و آن را برداشت و افراشت . قريش هم گرد آن جمع شدند ، پس از آن مردى بنام صواب آن را گرفت كه كشته شد . قبل از آن على بود كه پرچمداران را كشته اين روايت را ابو رافع نموده كه چنين گويد : چون على گروه پرچمداران را كشت پيغمبر جماعتى از مشركين را ديد ( كه نبرد مىكردند ) بعلى فرمود به آنها حمله كن ، او ( على ) حمله كرد و عده از آنها را كشت و متفرق نمود . جبرئيل گفت اى پيغمبر مواسات ( و جانبازى ) اين است پيغمبر هم فرمود او ( على ) از من است و من از او هستم . جبرئيل نيز گفت : من از هر دو هستم . گفت ( ابو رافع ) اين صدا شنيده شد . لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على -