تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
( در محيط يا چهار ديوار يا ملك من ) و نيز گفت اگر مىدانستم كه با اين خاك جز تو اماجى نباشد آن را به روى تو مىپاشيدم . آنها ( ياران ) خواستند او را بكشند پيغمبر فرمود زينهار كه او كور است . كور دل و كور چشم است . سعد بن زيد او را زد و سر او را شكست . يكى از اسبها رم كرد و دم بر دسته شمشير سوار زد كه شمشير از نيام كشيده شد ، پيغمبر فرمود شمشيرها را نگهداريد كه براى روز نبرد آخته مىشود پيغمبر سير خود را ادامه داد تا بعدوه وادى رسيد . پشت خود و جنگجويان را باحد پناه داد . عده مشركين بالغ بر سه هزار بود . هفتصد تن از آنها زره دار و دويست اسب سوار بودند . كاروان زنان هم از پانزده بانو تشكيل ميشد . مسلمين هم صد زره دار داشتند و دو اسب سوار يك اسب براى پيغمبر و يك اسب ديگر براى ابو برده ابن نيار بود . پيغمبر صف جنگجويان را بازديد كرد . از ميان آنها زيد بن ثابت و فرزند عمر و اسيد بن ظهير و براء بن عازب و عرابه بن اوس و ابو سعيد خدرى و چند تن ديگر خارج فرمود « از جنگ باز داشت » جابر بن سمره و رافع بن خديج را إجازه ( جنگ ) داد ابو سفيان بانصار پيغام داد كه ما و پسر عموى خود را ( محمد ) به حال خود بگذاريد ( و منصرف شويد ) ما نمىخواهيم با شما نبرد كنيم . آنها جواب سخت و ناگوار دادند . مشركين صف‌آرايى كردند . در ميمنه خالد بن وليد و در ميسره عكرمه بن ابى جهل ( فرمانده ) بودند . پرچم آنها هم بطايفه بنى عبد الدار سپرده شده بود . ابو سفيان كه قصد تحريض و تشجيع آنان را داشت گفت : شكست و پريشانى غالبا از ناحيه پرچمدار بلشكر مىرسد . شما مىتوانيد يكى از دو كار را انجام دهيد يا پرچم را خوب حفظ و پايدارى كنيد يا آن را بما سپاريد . آنها گفتند : خواهى ديد كه هنگام مصاف چه خواهيم كرد . او هم همين پايدارى و دليرى را ميخواست . پيغمبر هم ( با سپاه خود ) رو بمدينه و پشت باحد نمود و تير اندازان را هم پشت سر قرار داد كه عده آنها پنجاه مرد ورزيده بود . عبد اللّه بن جبير برادر خوات بن جبير را فرمانده آن عده نمود . به او فرمود از پشت ما سوارانى را كه قصد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 170 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت