تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
و جماعتى در بالا خانهء او جمع مىشدند چون وقت خواب رسيد آنها متفرق شدند . من هم بالا رفتم و بهر درى كه داخل مىشدم آن را بر خود مىبستم ( بر خود ) با خود گفتم اگر آنها آمدنم را احساس كنند ، هرگز به من نخواهند رسيد مگر كار او را ساخته باشم . من به او رسيدم و او در خانه ( حجره ) تاريك ميان خانواده خود بود و من نمىدانستم كه او كدام است . من ابو رافع را خواندم او گفت : اين كيست من هم بهواى صداى او رفتم و او را با شمشير نواختم در حالى كه من هم مدهوش و نگران بودم . ضربت من كارگر نبود و او فرياد زد و من هم از خانه خارج شدم اندكى رفتم و برگشتم و گفتم : اين فرياد چه بود ؟ گفت واى بر مادرت مردى در اين خانه مرا با شمشير زد . گفت : ( عبد اللّه ) دوباره او را سخت زدم ولى نتوانستم بكشم ناگزير سر شمشير را به شكم او فرو بردم تا از پشت سر درآوردم دانستم كه من او را كشته‌ام سپس درها را يكى پس از ديگرى باز كردم و خارج شدم تا بيك پله رسيدم كه پاى خود را نهادم بتصوريكه بفضا نهاده سخت افتادم شب ماهتابى بود و در افتادنم ساق پاى من شكست من آن را با عمامه خود بستم و دم در نشستم و با خود گفتم : به خدا من از اينجا نمىروم تا يقين حاصل كنم كه او را كشته‌ام . چون آواز خروس بلند شد منادى خبر مرگ او را آواز داد كه ابو رافع تاجر اهل حجاز در گذشت . من هم خود را بياران خويش رسانيده گفتم : زينهار برويد كه ابو رافع كشته شد . من نزد پيغمبر رفته داستان را گفتم . فرمود پاى ( شكسته ) خود را دراز كن من هم دراز كردم او دستى بر آن كشيد . من هم از آن هنگام ( تاكنون ) هيچ دردى احساس نمىكنم . گفته شده قتل ابى رافع در ماه ذى الحجه سنه چهارم هجرى بوده خدا داناتر است . ( سلام ) بتشديد لام و ( حقيق ) با ضم حا بىنقطه و فتح قاف اول تصغير حق است . در همين سال پيغمبر با حفصه دختر عمر ابن الخطاب ازدواج نمود قبل از او زن ( خنيس ) بضم خاء نقطه‌دار و فتح نون و ياء دو نقطه زير و سين بى نقطه بود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 166 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت