تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
خود را بدرود گوئيم . سپس مرد ( عبيده ) . هر دو گروه ( متحارب ) به يكديگر نزديك شدند ابو جهل مىگفت : خداوند هر يك از ما را ( از دو گروه جنگجو ) نسبت بخويشان ستمگر ( قاطع رحم ) باشد و هر يك از دو گروه كه چيز تازه آورده كه ما آن را نميشناسيم ( اسلام ) فورا ( قبل از ظهر ) نابود كن . او بدين نفرين نخستين كسى بود كه دچار گرديد پيغمبر بياران فرموده بود كه حمله نكنند تا خود فرمان دهد و دستور داد كه اگر دشمن بشما احاطه كرد شما او را تير باران كنيد كه با تير پراكنده شوند . او ( حضرت او ) در همان عريش ( طاق ) قرار گرفت ابو بكر و عمر هم همراه او بودند . او ( حضرت او ) مىگفت ( اين دعا را ميخواند ) . خداوندا آنچه را كه به من وعده دادى انجام بده با همان حال ( با عزم و هيجان ) بود كه رداى او از دوش افتاد ابو بكر هم آن را دوباره بر دوش او نهاد و گفت بس باشد ترا گفتگو با خدا ( دعا ) او ( خداوند ) آنچه را به تو وعده داده انجام ميدهد پيغمبر در همان عريش ( طاق ) بخواب فرو رفت و بعد بيدار شد . سپس گفت : اى ابو بكر يارى و مدد خداوند رسيد . اين است جبرئيل لگام اسب خود را گرفته بر فراز گرد پرواز مىكند خداوند هم اين آيه را نازل كرد ( شما به خداوند خود استغاثه مىكرديد ) تا آخر آيه . پيغمبر از آنجا ( طاق ) خارج شد مسلمين را تشجيع مىفرمود . آنگاه فرمود : بخداوندى كه جان محمد در دست اوست امروز هر كس كه با آنها دليرانه با بردبارى جنگ كند و كشته شود بدون اينكه پشت به آنها كند داخل بهشت مىشود عمير بن حجام انصارى كه در دست خرما داشت و آنها را مىخورد گفت خوشا ، خوشا به من هيچ فاصله بين من و دخول در بهشت نمانده كه آنها مرا بكشند سپس خرما را از دست انداخت و جنگ كرد تا كشته شد . مهجع غلام عمر بن الخطاب هم با يك تير زندگانى را بدرود گفت و او نخستين كشته بود ( بعد از مبارزه سه تن ) پيغمبر مشتى از خاك برداشت و ( از دور ) بر قريش بيخت و فرمود : زشت باشد آن رويها ( پليد ) سپس فرمود حمله كنيد ( آنها حمله
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 141 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت