بنى عمرو بن عوف بود و نيز گفته شده . بر سعد بن خيثمه وارد شد كه او عزب ( مجرد ) بود و عزاب عرب ( بدون زن و خانواده ) كه از ياران پيغمبر بودند مهمان او ميشدند .
خانه او را هم بيت العزاب ميگفتند ( خانه مجردين ) خدا داناتر است . ابو بكر هم بر خبيب بن أساف در سنح ( محل ) وارد شد گفته شده بر خارجة بن زيد از طايفه بنى حارث خزرج وارد شد . اما على چون از انجام اوامر پيغمبر فراغت يافت سوى مدينه مهاجرت نمود او شبانه راه مىپيمود و روز پنهان ميشد تا آنكه بمدينه رسيد كه پاى او ترك برداشت ( مجروح شد ) پيغمبر او را در آغوش گرفت و از شدت تاثر گريست كه پاى او ورم كرده بود . با آب دهان خود پاى او را ماليد كه بعد از آن از درد شكايت نكرد تا وقتى كه كشته شد . او ( على ) در مدينه بر زنى كه شوهر نداشت ( بيوه ) وارد شد .
او ميديد هر شب مردى نزد وى آمده چيزى به او ميداد در وضع او شك برد . او گفت :
آن مرد سهل بن حنيف است چون دانست كه من بيوه زن هستم بتهاى قوم خود را ميشكست و براى من مىآورد كه آنها را سوخت خود كنم . ( استفاده از سوخت كه بعضى از بتها چوب بود ) . على اين داستان را بعد از وفات سهل بن حنيف بارها نقل كرده بود . پيغمبر خدا در قباء روز دوشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه را گذرانيد و در آنجا مسجد آنها را ( اهل قبا ) پى ريزى فرمود گفته شده بيش از اين نزد آنها اقامت نمود . خدا داناتر است . در آن هنگام كه ميان بنى سالم عوف اقامت مينمود ( براى نخستين بار ) جمعه رسيد . او ( حضرت او ) نماز جمعه را در ميان دشت ادا فرمود . اين نخستين جمعه بود كه در مدينه بجا آمد . ابن عباس گويد : پيغمبر روز دوشنبه تولد يافت و روز دوشنبه مبعوث شد و روز دوشنبه حجر اسود را برداشت و به كار برد . ( داستان آن در همين كتاب گذشت ) و روز دوشنبه مهاجرت فرمود و روز دوشنبه وفات يافت . علماء در مدت اقامت آن حضرت در مكه بعد از بعثت مختلف هستند . انس و ابن عباس از ابو سلمه روايت ميكنند همچنين عائشه كه آن حضرت در مكه ( بعد از بعثت ) ده سال زيست
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢١