تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

بيان وقايع سال اول هجرت

يكى از آن ( وقايع ) جمع نمودن ياران در روز جمعه كه در قباء ( محل ) ميان بنى سالم در دشت آنها بود كه نخستين جمعه بوده و پيغمبر خطبه فرمود و آن هم نخستين خطبه بود . پيغمبر ( پس از آن ) از قباء سوى مدينه رهسپار شد ، چون به شهر رسيد بر هر خانه كه ميگذشت از خانه‌هاى انصار اهل خانه ميگفتند ( استقبال ميكردند ) : اى پيغمبر عدد ( افراد جنگجو ) و ذخيره و پناه اينجاست او ميفرمود : شتر را به حال خود بگزاريد سير خود را ادامه دهد كه اين شتر مامور است بجاى خود بخوابد تا آنكه به محل مسجد كنونى رسيد ( مسجد پيغمبر در مدينه كه اكنون هست ) . شتر بر در مسجد خوابيد در آن زمان محل مسجد ميدان خشك كردن خرما بود و مالك آن دو پسر يتيم بودند كه قيم آنها معاذ بن عفراء بود و نام آن دو سهل و سهيل دو فرزند عمرو از طايفه بنى نجار بود . چون شتر خوابيد پيغمبر فرود نيامد . شتر هم دوباره برخواست اندكى رفت و پس و پيش خود را نگاه كرد در حالى كه مهار آن حيوان آزاد بود سپس بجاى نخستين خود بازگشت . آنگاه خوابيد و گردن خود را بر زمين دراز كرد كه پيغمبر پياده شد ابو ايوب انصارى هم رحل و بار پيغمبر را بر دوش كشيد پيغمبر از وضع آن ميدان پرسيد . معاذ بن عفراء گفت : مالك آن دو يتيم هستند كه من با دادن بهاى آن آنها را خشنود خواهم كرد . پيغمبر به او امر داد كه در همان محل مسجد و خانه ( براى اقامت خود ) بسازد گفته شده محل مسجد نخلستان متعلق