برخاسته مثل دمل ، و بقولى بفتح اول زخم و بضمّ آن درد زخم است .
طبرسى از ابو على و ابو حسن هر دو را مصدر نقل كرده ، المنار از ابن جرير نقل كرده كه قرح بفتح اول شامل قتل و جرح است * ( إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُه وَتِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ . . . ) * آل عمران : 140 .
آيه در بارهء جنگ احد است كه عدّهاى از مسلمانان كشته و عدّهاى زخمى شدند . يعنى : اگر بشما زخمى رسيد و در « احد » شكستى ديديد ، نظير آن بمشركين در « بدر » رسيد و اين روزها را ميان مردم ميگردانيم و شكست و فتح هر دوره نصيب قومى مىشود .
الميزان گويد : در اين تعبير مسلمانان همه يك جسد فرض شدهاند و گوئى زخم بيك بدن وارد شده است و در واقع عبارت بود از قتل عدّهاى و جرح عدّهاى ديگر و فوت پيروزى از آنها . . . نگارنده : احتمال قوى مىدهم كه اصابت قرح كنايه از شكست است چنان كه با مقايسه بشكست مشركين در « بدر » روشنتر مىشود « قرح » را در آيه بفتح قاف و كسر آن خواندهاند .
* ( الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّه وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ . . . ) * آل عمران :
172 . آيه در بارهء تعقيب مسلمين است كه بعد از ماجراى « احد » مشركين خواستند بمدينه برگردند ولى مسلمين آنها را تعقيب كردند احتمال فوق در اين آيه نيز جارى است ، اين لفظ فقط سه بار در قرآن آمده است .
قِرد :
( بر وزن جسر ) بوزينه ، جمع آن در قرآن مجيد قردة ( بر وزن عنبه ) آمده است .
قصّهء « قردة » سه بار در قرآن ياد شده هر سه در بارهء يهود و هر سه در خصوص اصحاب سبت است ، دو محل در اصحاب سبت بودن صريح مىباشد و با قرينه ميفهميم كه سومى هم راجع بآنهاست [ اينك هر سه آيه را ذكر و بررسى ميكنيم : ]