تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مهم اين است كه هدف قيام كننده حق و براى آزادى تودهء رنجيديده و براى احياء راه خدا باشد اگر جنگهاى اسلامى تعرّضى هم باشد اصلا مانعى ندارد جنگى است كه صلح و سعادت نتيجهء آنست و السلام على من اتّبع الهدى .
قثاء : ( بضمّ و كسر قاف ) خيار . و آن در آيهء * ( فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَقِثَّائِها وَفُومِها وَعَدَسِها ) * بقره : 61 . آمده است ، گويا آن خيار معمولى نيست بلكه شبيه به آن است در اقرب الموارد گفته : « . . . نوع من الفاكهة يشبه الخيار » بعضى آن را خيار چنبر نيز گفته‌اند ولى در برهان قاطع گويد : خيار چنبر دوائى است معروف و به عربى قثّاء الهندى گويند اسهال آور است . اين كلمه يك بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل شده : « كان رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله يأكل القثّاء بالملح » .
قحم : راغب گويد : اقتحام قرار گرفتن در وسط سختى مخوف است « قحّم الفرس فارسه » يعنى : اسب ، سوار را به محل مخوفى وارد كرد . طبرسى فرموده : اقتحام وارد شدن به سختى است * ( فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ . وَما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ . فَكُّ رَقَبَةٍ ) * بلد : 11 - 13 . در اين سه آيه آزاد كردن بنده ورود بگردنه ناميده شده زيرا انفاق و گذشتن از مال سخت است همانطور كه داخل شدن بگردنه . مُقْتَحَم * ( هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ لا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ ) * ص : 59 . مقتحم بمعنى وارد شونده است معنى آيه در « فوج » گذشت در نهج البلاغه خطبهء 121 دربارهء ورود بجنگ فرموده : « فالنّجاة للمقتحم و الهلكة للمتلوّم » نجات براى كسى است كه بجنگ وارد شود و هلاكت مال متوقف از جنگ است .
قدح : * ( وَالْعادِياتِ ضَبْحاً . فَالْمُورِياتِ قَدْحاً ) * عاديات : 1 و 2 . قدح بمعنى زدن است مثل زدن آهن به سنگ براى بيرون آمدن آتش « قدح بالزّند : رام الايراء
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 244 | سيد علي اكبر قرشي