تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
داستان اصحاب فيل در مجمع البيان فرموده : راويان حكايات اتفاق دارند بر اينكه نام پادشاه يمن كه قصد ويرانى كعبه را كرد ابرهه بن صباح اشرم بود . . . ابرهه در يمن كعبه‌اى بنا كرد و در آن قبّه هائى از زر قرار داد ، باهل مملكتش دستور داد كه بجاى بيت الحرام به زيارت آن بروند ، مردى از عرب بنى كنانه كه به يمن آمده بود وارد كعبهء ابرهه شد و در آنجا كثافت كارى كرد ، ابرهه چون وارد آنجا شد و كثافت را ديد گفت : كه اين كار را كرده ؟ ! بنصرانيّتم قسم آنخانه ( كعبه مسلمين ) را خراب ميكنم تا هيچ كسى به زيارت آنجا نرود ، دستور تجهيز لشكريان را صادر كرد فيلان جنگى را نيز آورد بيشتر آنان كه از وى پيروى كردند قبائل عكّ و اشعريّون و خثعم بودند . با لشكريان به قصد ويرانى كعبه بيرون شد در بين راه مردى از بنى سليم را گفت كه مردم را بحجّ خانه ايكه بنا كرده بود بخواند ، يكى از مردان بنى كنانه رسول او را كشت ، اين خبر بر شدّت خشم ابرهه افزود و در رفتن شتاب كرد ، از اهل طائف رهنمائى خواست مردى نفيل نام را از قبيلهء هذيل با او برهنمائى فرستادند ، وى آنها را هدايت كرد تا در مغمس شش ميلى مكَّه اردو زدند . پيشاهنگان لشكريان بسوى مكَّه سرازير شدند ، قريش كه تاب مقاومت نداشتند در كوهها متوارى گرديدند در مكَّه جز عبد المطلب بن هاشم عليه السّلام نماند كه بر منصب سقايهء حاجّ بود و نيز شيبة بن عثمان بن عبد الدار كه كليد دار بيت بود عبد المطلب از دو طرف باب كعبه گرفته و ميگفت : « لاهُمَّ انَّ المرءَ يَمْنَعُ رَحْلَه فَامْنَعْ رِحَالَكَ لا يَغْلِبُوا بِصَليبِهِمْ وَمِحالِهِمْ عدْواً مِحالَكَ لا يَدْخُلُوا الْبَلَدَ الْحَرامَ اذاً فأمُرْ ما بَدا لَك » اى خدا مرد از منزل خويش حمايت مىكند از جمعيّت خويش حمايت كن . تا با صليب و نيروى خويش بر حرم