الاناء فيضا » ظرف از آب پر شد .
« افاضه صاحبه » صاحبش ظرف را پر كرد . « افاضوا من منى الى مكَّة » از منى بمكَّه برگشتند .
* ( تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ ) * مائده : 83 . مىبينى كه در اثر شناختن حق چشمشان پر از اشك شد . در مجمع فرموده : فيض العين پر شدن آن از اشك است چنان كه فيض النهر پر شدن آن از آب است .
افَضْتُم * ( فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا الله عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ . . . ) * بقره : 198 .
افاضه از عرفات بمشعر همان كوچ و برگشتن است بمشعر . علت تعبير بافاضه ظاهرا براى كثرت است يعنى كوچ با كثرت بسيلان آب از كثرت ، تشبيه شده لذا در مجمع آن را « دفع شديد از عرفات بمزدلفه با اجتماع و كثرت » گفته است .
* ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا الله . . . ) * بقره : 199 .
نقل است : قريش و هم پيمانهايشان در مشعر وقوف كرده و به عرفات نميامدند و ميگفتند : ما اهل حرم هستيم از حرم جدا نميشويم خداوند دستور داد از مردم جدا نشوند و مانند همه به عرفات رفته و از آنجا بمشعر بكوچند .
تُفيضُون * ( هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيه كَفى بِه شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ) * احقاف : 8 .
خدا داناتر است به آنچه در آن وارد ميشويد او در گواهى ميان من و شما كافى است . در مجمع گفته افاضه داخل شدن به عمل است بر وجه سرازير شدن . على هذا معنى جريان در آن ملحوظ است .
افيضوا * ( وَنادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ . . . ) * اعراف : 50 . افاضه در آيه بمعنى ريختن و جارى كردن است پس افاضه لازم و متعدى هر دو آمده است . يعنى اهل آتش باهل بهشت گويند از آب بر ما بريزيد . . .
فيل :
حيوانى است معروف . * ( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ) * فيل : 1 .