آن بزرگوار است .
اينها همه از غيبهاى مبذولاند كه از طرف خدا برسول خدا و از آن حضرت بوصيّش صلوات اللَّه عليهم القاء شده است .
غيبة :
بدگوئى در پشت سر ديگرى .
آنچه در غياب شخص بدگوئى مىشود اگر در او باشد آن غيبت است و اگر در وى نباشد بهتان ناميده مىشود و اگر رو برو گفته شود آن را شتم ( فحش ) گويند ، كلمهء غيبت اسم است بمعنى اغتياب و بدگوئى . * ( وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً ) * حجرات : 12 . بعضى از شما از بعضى بدگوئى و غيبت نكند آيا يكى از شما خوش دارد گوشت مردهء برادرش را بخورد رجوع شود به « لحم » .
غيابة :
قعر . * ( لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَأَلْقُوه فِي غَيابَتِ الْجُبِّ . . . ) * يوسف :
10 . يوسف را نكشيد و او را بقعر فلان چاه افكنيد .
طبرسى فرمود : هر چه درون آن باشى و تو را بپوشاند آن را غيابت گويند . غيابت بئر شبيه . . . طاقچه - ايست در چاه ، بالاى آب آن . پس غيابت بمعنى قعر يا بمعنى گودالى است در درون چاه بالاى آب . اين لفظ دو بار در قرآن آمده است يوسف : 10 و 15 .
غيث :
باران . طبرسى فرموده :
بارانيكه در وقت حاجت آيد كه آن از غوث است و آن نصرتى است كه در شدّت حاجت آيد و ضرر را از بين ببرد . آيهء * ( وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا ) * شورى : 28 . قول وى را تقويت مىكند يعنى خدا آنست كه باران را پس از نوميدى مردم مياورد نوميدى در وقت حاجت است اين لفظ در آيهء 34 لقمان و 20 حديد نيز آمده است .
يُغاث * ( ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيه يُغاثُ النَّاسُ ) * يوسف : 49 . « يغاث » ممكن از غوث يا از غيث باشد يعنى پس از آن سالى ميايد كه در آن مردم باران بيابند يا بوسيله باران و نعمت