* ( « فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ . . . » ) * مائده : 52 .
طبرسى فرموده مراد از دائره در آيه دولت و اقتدار و حكومت است كه در دنيا ميگردد و از قومى بقومى منتقل مىشود يعنى مريض القلبها در دوستى دشمنان اسلام شتاب ميكنند و ميگويند از آن بيم داريم كه بما دائرهاى برسد و حكومت بدست دشمنان اسلام بيافتد كه محتاج بكمك آنها شويم . و يا بر ما بلائى روى آورد كه در رفع آن بكفّار نيازمند گرديم .
دول :
گرديدن . در اقرب آمده « دال الايّام دولة : دارت » يعنى ايّام گردش كرد * ( « وَتِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ » ) * آل عمران : 140 يعنى آن ايّام را ميان مردم ميگردانيم گاهى بقومى و گاهى بقوم ديگرى ميدهيم .
* ( « كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِياءِ مِنْكُمْ » ) * حشر : 7 طبرسى در ذيل آيهء اوّل ميگويد : دولة بضمّ دال و فتح آن دو لغت است و گفته شده بضمّ دال در مال و بفتح آن در جنگ استعمال مىشود . راغب به عكس گفته است و نيز گفته گويند دولة بفتح دال همان شىء است كه ميان مردم ميگردد و بضمّ دال مصدر است .
طبرسى و زمخشرى دولة را در آيه اسم گرفتهاند يعنى فىء را اين طور تقسيم ميكنيم تا آن مالى نباشد كه ميان توانگران شما دست بدست شود و به فقراء و نيازمندان چيزى نرسد بيضاوى نيز اسم گرفته و ايضا زمخشرى و بيضاوى احتمال دادهاند كه مصدر باشد .
از اين مادّه فقط دو كلمهء فوق در قرآن آمده است .
دوم :
دوام بمعنى ثبوت و امتداد است چنان كه در اقرب آمده ، در صحاح و مفردات گويد : اصل دوام بمعنى سكون و آرامى است گويند « دام الشىء و دام الماء » يعنى شىء آرام شد و آب ايستاد در حديث آمده « نهى ان يبول