الانسان فى الماء الدائم » يعنى نهى شده انسان در آب ايستاده بول كند . و گويند « ادمت القدر و دوّمتها » يعنى با ريختن آب غليان ديك را آرام كردم .
راغب گويد از همين است كه گوئيم « دام الشىء » يعنى زمان بر آن ممتد و زياد شد .
* ( « وَأَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا » ) * مريم : 31 نماز و زكات را تا زندهام بر من توصيه كرد .
* ( « قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها » ) * مائده : 24 * ( « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ » ) * رعد : 35 .
دون :
غير . حقير . ناقص از ديگرى و بمعنى پائين ، فوق ، جلو ، عقب نيز به كار رفته است .
* ( « وَما لَكُمْ مِنْ دُونِ الله مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ » ) * بقره : 107 * ( « إِنَّ الله لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ » ) * نساء : 48 در آيهء اوّل بمعنى غير است و در آيهء دوّم شايد بمعنى غير و يا بمعنى حقير و پائين باشد يعنى : پائين از شرك و يا غير از شرك را مىبخشد .
* ( « وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً » ) * جنّ :
11 دون در اين آيه مىشود بمعنى غير و يا بمعنى پائين و پست باشد يعنى بعض از ما صالح و بعض غير او و پائين از اواند فرقه هاى مختلف هستيم .
* ( « فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً » ) * مريم : 17 * ( « وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ » ) * قصص : 23 * ( « وَمِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ » ) * رحمن : 62 .
ممكن است مراد از « دونهما » معناى پائين در رتبه باشد يعنى دو بهشت ديگر كه از حيث وضع پائينتر از آن دو است . در صحاح دون بمعنى قرب آمده است و مىشود گفت كه در آيه بمعنى قرب است يعنى نزديك آن دو ، دو بهشت ديگرى هست .
دين :
بفتح اوّل قرض .
* ( « مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ . . . » ) * نساء : 11 * ( « إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ ) *