زوال آنست ، ما بين دلوك تا غسق ليل چهار نماز هست . آنها را معيّن و آشكار و با وقت كرده است . غسق ليل نصف شدن آنست و فرموده * ( « وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً » ) * و اين پنجمى است .
و در ذيل روايت زرارة و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و صادق عليهما السلام نقل شده كه فرموده * ( « قُرْآنَ الْفَجْرِ » ) * نماز صبح است و اينكه فرموده * ( « كانَ مَشْهُوداً » ) * از آنست كه ملائكهء شب و روز در آن حاضر ميشوند . در تفسير عياشى مجموعا 9 حديث در بارهء اين آيهء نقل گرديده و در وسائل كتاب الصلاة ابواب المواقيت از اين روايات و نظائر آنها نقل شده است .
ظاهرا مراد از ملائكة شب و روز ملائكهاى هستند كه در شب و روز اعمال مردم را مينويسند و وقت نماز صبح موقع رفتن ملائكة شب و آمدن ملائكهء روز است لذا هر دو فريق در نماز صبح حاضر ميشوند .
كلمهء دلوك در كلام الله فقط يك بار آمده است .
دلل :
دلالت بمعنى نشان دادن و ارشاد است . راغب گويد :
دلالت آنست كه با آن بمعرفت و شناختن چيزى برسند مثل دلالت لفظ بر معنى . . . * ( « ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِه إِلَّا دَابَّةُ الأَرْضِ . . . » ) * سباء : 14 يعنى مردم را بر مرگ سليمان دلالت نكرد مگر حشرهء زمين . * ( « هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَه لَكُمْ . . . » ) * قصص : 12 .
* ( « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَه ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْه دَلِيلًا ثُمَّ قَبَضْناه إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً » ) * فرقان : 45 - 46 .
شمس دليل و نشان دهندهء سايه است زيرا اگر شمس نبود وجود سايه معلوم نميشد به نظر ميايد مراد از * ( « مَدَّ الظِّلَّ » ) * وجود شب است كه عبارت از امتداد سايه و شدّت آن است و مراد از قبض