تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
خاك پنهان كردم ( مجمع - صحاح ) * ( أَ يُمْسِكُه عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّه فِي التُّرابِ ) * نحل : 59 آيا او را با خفّت و خوارى نگاه دارد و يا در خاك پنهان كند .
دسو : نا پاكى . ( مجمع - اقرب ) * ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها ) * شمس : 10 حقّا كه رستگار شد آنكه نفس خويش را پاك گردانيد و بخسران افتاد آنكه آن را ناپاك و فاسد كرد . در اقرب آمده « دسا يدسو دسوا : نقيض زكى يزكو » اين كلمه مانند كلمهء سابق يك دفعه در قرآن به كار رفته است .
دعّ : * ( فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ) * ماعون : 2 * ( يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلى نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ) * طور : 13 دعّ بمعنى دفع شديد است ( راغب ) « دعّه دعّا : دفعه دفعا عنيفا » و از اساس البلاغه نقل شده « دعّ اليتيم » يعنى يتيم را بظلم و جفا دفع كرد و از خود راند . معنى آيهء اوّل چنين است : مكذّب بدين كسى است كه يتيم را بقهر از خود ميراند و به درد او نميرسد و معنى آيهء دوّم آنست كه : بشدّت تمام به آتش جهنم دفع و انداخته ميشوند مثل تنه زدن و انداختن كسى .
دعو : دعاء بمعنى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است مثل * ( فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً ) * نوح : 6 و گاهى مراد همان در خواست و استمداد است مثل * ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ ) * ابراهيم : 39 دعوة نيز بمعنى خواندن مىباشد . * ( وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي . . . ) * بقره : 186 * ( وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ) * غافر : 60 . از اين دو آيه روشن مىشود كه هر كه خدا را بخواند خدا حتما اجابت خواهد كرد و اينكه بيشتر