لاحق شدند ، آخريها در بارهء اوّليها گويند : خدايا اينها ما را گمراه كردند .
* ( بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ ) * نمل : 66 علمشان در بارهء آخرت قطع شده .
در الميزان ميگويد : تدارك آنست كه اجزاء شىء پشت سر هم آيند تا چيزى از آنها باقى نماند و معنى « تدارك علمهم فى الآخرة » آنست كه علم خويش را در غير آخرت صرف كردهاند و براى درك آخرت علمى نمانده است نظير قول خدا : بگذر از آنان كه از ذكر ما اعراض كرده جز زندگى دنيا اراده ننمودهاند اين است درك آنها از علم ( و فقط زندگى دنيا را درك ميكنند ) * ( « ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ » ) * .
و در بارهء تكرار « بل » گفته است * ( بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ ) * يعنى در بارهء آن علم ندارند گوئى بگوششان نرسيده است * ( بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها ) * يعنى خبر آن را شنيدهاند ليكن شكّ كرده و يقين ننمودهاند * ( بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ ) * يعنى عدم اعتقاد آنها از خودشان نيست بلكه خدا كورشان كرده است .
نا گفته نماند با ملاحظهء آيات قبلى بايد گفت مراد از « ادّراك » تكامل اسباب علم است يعنى : بلكه اسباب دانش آنها در بارهء آخرت كامل است ولى توجّه به آنها نكرده و در شكّاند ، نه بلكه از ديدن آخرت كوراند كه توجّهى باسباب علم آن ندارند .
بعضىها گفتهاند : علم آنها در آخرت به يكديگر رسد و بآخرت يقين پيدا ميكنند . ولى اين خلاف ظاهر است .
درهم :
نقرهء سكَّه دار كه با آن معامله ميكنند ( راغب ) در اقرب آمده : معرّب است و اصل آن يونانى مىباشد * ( وَشَرَوْه بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ ) * يوسف :
20 او را به قيمت كم كه درهمى چند بود فروختند . اين كلمه تنها يك بار در كلام اللَّه مجيد آمده است .