تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
سدّ . و چون مزد از مال اجرت دهنده خارج مىشود و يا به صورت مزد آشكار و جدا مىشود به آن خرج گفته‌اند . همچنين است خراج ولى راغب گويد : خرج اعمّ از خراج است و خراج اغلب به حق الارض گفته مىشود . خراج * ( أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ) * مؤمنون : 72 . در مجمع گويد : اصل خراج و خرج هر دو يكى است و آن غلَّه‌اى است كه بر سبيل وظيفه اخراج مىشود و از آن است خراج ارض . منظور از خراج در آيه بقرينهء * ( « خَيْرُ الرَّازِقِينَ » ) * رزق است معنى چنين مىشود : يا از آنها مزدى و اجرتى ميخواهى و از اين جهت قبول رسالت بر ايشان گران است رازق تو خداست روزى پروردگارت بهتر است و او بهترين روزى دهندگان مىباشد . در آيات قرآن در بارهء پيامبران و مخصوصا حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله تكرار شده كه آنها بر رسالت مزدى نميخواهند * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً . . . ) * انعام : 90 - شورى : 23 .
خردل : على است كه تخمهاى سياه و بسيار ريز دارد . در المنجد گويد : « نبات له حبّ صغير جدّا اسود » اقرب الموارد آن را خود دانه گفته است . خردل هم فارسى است و هم عربى چنان كه اقرب تصريح مىكند و خردل فارسى تخمى مخصوص و تخم تره تيزك است در برهان قاطع زير كلمهء سپندان گويد : خردل فارسى است و آن تخمى است دوائى و تخم تره تيزك را نيز گفته‌اند و به عربى حبّ الرشاد خوانند . بهر حال اين كلمه در قرآن مجيد دو بار به كار رفته انبياء 47 و لقمان 16 و در هر دو منظور نشان دادن كوچكى عمل است * ( وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ ) * . . . * ( وَإِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَكَفى بِنا حاسِبِينَ ) * انبياء : 47