تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
براى روز قيامت ميزانهاى عدل را مىنهيم عمل هر چند هموزن دانهء خردلى باشد آن را مياريم كفايت كن بر حسابگرى ما . غرض آنست كه عمل خوب و بد آدمى هر چند باندازهء دانه خردل باشد از علم خدا مستور نيست و مورد ثواب و عقاب است .
خرر : خرّ ( بر وزن فلس ) و خرور ( بر وزن عقول ) بمعنى سقوط توأم با صدا است ( مفردات ) خرير صداى جريان آب و باد و غيره است . ديگران خرور را مطلق سقوط و افتادن گفته‌اند . على هذا در آياتى نظير * ( فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ ) * نحل : 26 * ( فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ ) * سباء : 14 * ( فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ . . . ) * حج : 31 مراد سقوط توأم با صدا است . و در آيهء * ( وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً ) * اعراف : 143 موسى بيهوش افتاد گويا منظور افتادن در حال صيحه است . و در آيهء * ( إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيًّا ) * مريم : 58 و نظير آن ، بعقيدهء راغب به كار رفتن * ( « خَرُّوا » ) * براى تنبيه به دو امر است يكى افتادن و ديگر صدا بتسبيح . و كلمهء * ( سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ) * بعد از * ( خَرُّوا سُجَّداً ) * سجده : 15 اشاره به آنست كه خرير و صدايشان فقط تسبيح و تحميد بوده است .
خرص : سخن گفتن از روى حدس و تخمين . در مجمع دروغ گفتن معنى كرده است . دروغ گفتن و هر سخن كه از روى ظنّ باشد ( قاموس ) « خرص خرصا : كذب - خرص فيه : حدس » ( اقرب ) . * ( إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ) * انعام : 148 * ( إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ) * انعام : 116 . به نظر ميايد كه منظور از « تخرصون » تخمين و حدس باشد در اين صورت * ( إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ) * عبارت