او بود .
ولى از انصاف نبايد گذشت كه :
ظهور * ( « يَتَخَبَّطُه الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ » ) * در ابليس و جنّ است و اللَّه العالم .
و امّا آنچه زمخشرى و بيضاوى گفته كه اين سخن بنا بر معمول عرب است كه در بارهء جنّ چنين عقيده داشتند . سخنى بىپايه و باطل است زيرا قرآن مجيد اين مطلب را به صورت قبول نقل مىكند اگر رسوم عرب در نظر بود هرگز چنان در قالب قبول نمياورد .
خبل :
فساد ( صحاح ) خبال نيز بمعنى فساد است چنان كه راغب گفته * ( لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا ) * آل عمران : 118 از غير خودتان همراز مگيريد كه در فساد شما كوتاهى نميكنند * ( لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا ) * توبه : 47 اگر منافقان با شما بجنگ بيرون ميشدند شما را فقط تباهى ميافزودند .
نا گفته نماند همراز بودن كافر و رفيق بودن منافق در جنگ ، سبب اعوجاج فكر است زيرا آنها هميشه با وسوسه ها و سخنان باطل ، افكار را پريشان ميكنند . پس خبال هر تباهى نيست بلكه تباهى و فساد فكرى است . لذاست كه راغب در معنى آن گفته : آن فسادى است كه بر حيوان عارض مىشود و موجب اضطراب ميگردد مثل جنون يا مرضى كه در فكر و عقل مؤثر است در اقرب گفته خبال بمعنى فساد است كه در افعال و ابدان و عقول باشد . خبل را افساد نيز گفتهاند .
اين كلمه فقط در دو آيهء فوق آمده است .
خبو :
( بر وزن فلس ) خاموش شدن . « خبت النار و الحرب خبوا : سكنت و خمدت » .
* ( مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً ) * اسراء : 97 هر وقت كه شعله اش فرو نشيند شعلهاى بر آنها بيافزائيم .
راغب گويد خبو آتش ، فرو نشستن شعلهء آن است كه پردهاى از خاكستر روى آن را ميپوشاند و