حَيوان * ( وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ) * عنكبوت : 64 .
در مجمع از ابو عبيده نقل مىكند كه حيوان ( بر وزن قمران ) و حيات هر دو بيك معنى است قاموس نيز چنين گويد . يعنى :
اين زندگى دنيا فقط مشغوليّت و بازيچه است و خانهء آخرت آن زندگى حقيقى است ايكاش ميدانستند .
در اقرب نقل است كه مراد از آن حياتى است كه مرگ در پى ندارد .
* ( الله لا إِله إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ) * بقره : 255 - آل عمران : 2 * ( وَعَنَتِ الْوُجُوه لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ) * طه : 111 * ( وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ ) * فرقان : 58 * ( هُوَ الْحَيُّ لا إِله إِلَّا هُوَ ) * غافر : 65 .
حىّ از اسماء حسنى است و آن صفت مشبهه است و دلالت بر دوام و ثبات دارد . حيات خداوند عين ذات اوست ، حيات همهء موجودات از خداست و از آنها قابل انفكاك است ولى حيات خدا از خدا قابل انفكاك نيست . دليل اين مطلب قيد * ( الَّذِي لا يَمُوتُ ) * است كه گذشت يعنى : زنده ايكه هرگز مرگ ندارد و آيهء * ( هُوَ الْحَيُّ لا إِله إِلَّا هُوَ ) * كه قصر حقيقى است يعنى زندهء واقعى و حقيقى فقط او است و زندگى ساير موجودات عارضى و از جانب غير است و حكم هلاكت بر آنها عموميّت دارد * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) * قصص : 88 .
اگر گويند : چه ميگوئيد در خلود قيامت كه اهل بهشت و جهنّم زنده بودنشان ابدى است ؟
گوئيم : ابديّت و خلودشان از جانب خداست نه عين وجودشان .
تَحيَّة * ( وَإِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ الله كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً ) * نساء : 86 .
تحيّت : هر دعا و ثنا و تعارفى است كه شخص در روبرو شدن با شخص ديگر بر زبان مياورد و آن
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢١٣