وصف دنيا فرموده : « و العنود الصّدود و الحيود ، الميود » حيود صيغهء مبالغه از حيد است يعنى : دنيا بسيار لجوج و مانع و بسيار كنار شونده و مضطرب است . معنى آيه چنين است : بيهوشى مرگ بحقّ آمد آن چيزى است كه از آن ميگريختى و متنفّر بودى . اين كلمه بيشتر از يك بار در كلام اللَّه مجيد نيست .
حيران :
سرگردان . * ( وَنُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا الله كَالَّذِي اسْتَهْوَتْه الشَّياطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرانَ ) * انعام : 71 « حار الرجل فى امره يحار : جهل وجه الصواب » راغب آن را مردّد بودن در كارها گفته كه همان سرگردانى است .
يعنى : آيا بعد از آنكه خدا هدايتمان كرده عقبگرد كنيم ؟ مانند كسى كه شياطين او را در حال حيرت بسقوط و هلاك خوانده است .
كلمهء حيران در قرآن فقط يك بار يافت مىشود .
حيص :
عدول . كنار شدن .
« حاص عنه حيصا عدل و حاد » على هذا اين كلمه معنى و و زنا مثل حيد است كه گذشت . محيص اسم مكان بمعنى فرارگاه و محل كنار شدن است و آن در قرآن پنج بار آمده است * ( سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ ) * ابراهيم :
21 برابر است بر ما خواه ناله كنيم يا صبور باشيم ما را فرارگاهى از عذاب نيست .
حيض :
خون قاعدگى ( مفردات - المنار ) * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ . . . ) * بقره : 222 .
در مفردات گويد : محيض بمعنى حيض و وقت حيض و مكان حيض است . ابن اثير در نهايه گفته :
محيض ، مصدر و اسم زمان و اسم مكان و بمعنى خون حيض استعمال مىشود .
بهتر است محيض اوّل را در آيه بمعنى خون و محيض دوّم را بمعنى زمان بگيريم معنى آيه چنين مىشود