در الميزان بقرينهء « يفرق » حكيم را بسيط و آنچه اجزائش مشخص نيست ، معنى مىكند نظير آنكه در آيهء * ( أُحْكِمَتْ آياتُه ثُمَّ فُصِّلَتْ ) * گفته شد .
باستثناى شش مورد فوق ، كلمهء حكيم 91 بار وصف خداوند متعال آمده است مثل * ( إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ) * بقره : 32 - * ( لا إِله إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * آل عمران :
6 - * ( وَالله عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) * نساء :
26 .
محكم :
* ( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْه آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ) * آل عمران : 7 از مقابلهء محكمات با متشابهات بدست ميايد : محكمات آياتى است كه در آنها تشابه نيست بلكه يك صورت دارند و معناى آنها روشن و واضح است . براى تفصيل بيشتر به « امّ » رجوع شود .
* ( فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ . . . ) * محمد : 20 ظاهرا مراد از سورهء محكمه آنست كه دستورهاى آن كاملا روشن و واضح الدلالة باشد و جنگ را بدون شبهه توصيه كند .
حلف :
( بكسر اوّل و فتح آن ) سوگند . * ( ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ . . . ) * مائده : 89 آنست كفّارهء سوگندهاى شما چون سوگند خورديد و شكستيد .
در اقرب و مفردات گويد :
حلف سوگندى است كه با آن پيمان گرفته مىشود سپس در هر سوگند به كار ميرود .
* ( وَلا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ قلم : 10 حلَّاف كسى است كه زياد قسم مىخورد .
سوگند خوردن از نظر اسلام خوب نيست و سوگند دروغ حرام و سوگند راست مكروه است مگر آنكه احقاق حق بسته به آن باشد و حتى وارد است كه شخص در صورت امكان خسارت را قبول كند و سوگند نخورد و اگر كسى سوگندى خورد و آن را شكست بايد كفّاره بدهد و