تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
كرده . ولى مىشود گفت كه بيع در آيه به معناى مشهور ( فروختن ) است يعنى شخص مجرم چيزى ندارد كه بفروشد و خلاصى خود را در مقابل آن بگيرد . جنس در اينجا آن است كه مجرم ميدهد و قيمت همان نجات است كه دريافت مىكند . ولى اين در آن روز نيست * ( « رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ الله » ) * نور : 37 . در الميزان هست : تجارت چون با بيع مقابل افتد ، مراد از تجارت استمرار آن است ، و اينكه در آيه پس از نفى تجارت ، بيع نفى شده براى افهام اين است كه نه تجارت دائمى آنها را از ياد خدا باز ميدارد و نه يك بيع كه در مدّت تجارت واقع ميكنند . و گفته شده : نفع تجارت بسيار و نفع يك بيع ناچيز است ، آيه چون باز داشتن تجارت را نفى كرد اين مستلزم باز نداشتن يك بيع نيست لذا بار ديگر بيع نفى شده است يعنى : مردانى كه نه بهرهء بسيار و نه كم آنها را از ياد خدا باز نميدارد . ( خلاصهء سخن الميزان ) . * ( « فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِه » ) * توبه : 111 ، شاد شويد بمعاملهء خود كه انجام داده‌ايد . مبايعه واقع كردن بيع است و بين الاثنين بودن آن بواسطه بايع و مشترى است مانند تبايع * ( « وَأَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ » ) * بقره : 282 . * ( « إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ الله » ) * فتح : 10 ، آنان كه با تو بيعت ميكنند جز اين نيست كه با خدا بيعت ميكنند .
بيعت : متولَّى كردن و عقد توليت است ( اقرب الموارد ) طبرسى ذيل آيه : 254 بقره گويد ، بيع دست بهم دادن براى فروختن و بيعت دست بهم دادن براى ايجاب طاعت است . على هذا بيعت آن است كه شخصى دست بدست شخصى بدهد يعنى ترا بر خود متولَّى كردم و طاعتت بر من واجب است . * ( « إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ » ) * ممتحنه : 12 .
بِيَع : ( بر وزن عنب ) جمع