تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
كه جامع بناء و عرصه است ( قاموس ) روشن ميگردد كه ترجمهء صحيح بيت ، اطاق و ترجمهء « دار » خانه است ، اطلاقات قرآن نيز از اين قرار است ، چنان كه با مراجعه به المعجم - المفهرس واضح ميگردد . 8 - * ( « إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ » ) * احزاب : 33 در بارهء اين آيه به « اهل » رجوع شود .
بَيد : فنا . از بين رفتن . * ( « قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِه أَبَداً » ) * كهف : 35 گفت گمان ندارم كه اين باغ از بين برود و فانى شود . در نهج البلاغه در صفت دنيا آمده « نافدة بائدة » خطبهء 109 يعنى دنيا تمام شدنى و فنا شدنى است .
بيض : بياض : سفيدى . * ( « يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوه وَتَسْوَدُّ وُجُوه » ) * آل عمران : 106 ابيضّ از افعال آن است مثل * ( « وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ » ) * آل عمران : 107 و ابيض وصف است مثل * ( « الْخَيْطُ الأَبْيَضُ » ) * بقره : 187 بيضاء مؤنّث ابيض مىباشد * ( « وَنَزَعَ يَدَه فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ » ) * شعراء : 33 . بِيض ( بكسر اول ) جمع ابيض است * ( « وَمِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ » ) * فاطر : 27 راغب گويد : بتخم مرغ به جهت سفيد بودنش بيضه گويند و جمع آن بيض ( بفتح اول ) است در وصف حوريان بهشتى آمده * ( « كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ » ) * صافات : 49 . از آيهء * ( « وَابْيَضَّتْ عَيْناه مِنَ - الْحُزْنِ » ) * يوسف : 84 ، بدست ميايد كه بينائى حضرت يعقوب از بين رفته بود ، بعضىها گفته‌اند با بياض عين مقدارى از بينائى باقى ميماند ، الميزان در ردّ اين سخن گويد : آيهء 93 همين سوره كه ميگويد : اين پيراهن مرا ببريد و به صورت پدرم بيندازيد كه بينا مىشود دليل آنست كه بينائى وى از بين رفته بود . مخفى نماند : آيه صريح است در اينكه سفيدى چشم يعقوب معلول حزن بود . آمدن مژدهء يوسف نيز توأم با سرور بود لذا سرور