تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
و گفته‌اند : بمعنى حيرت بهنگام تمام بودن حجّت طرف است . على هذا معنى آيه اين است كه : گناهكاران متحيّر ميشوند . در قاموس هست : « ابلس : يئس و تحيّر » . راغب گويد : ابلاس اندوهى است كه از شدّت سختى ناشى شود . . . و چون شخص اندوهگين بيشتر اوقات ساكت مىشود و چاره را از ياد ميبرد گويند : ابلس فلان يعنى ساكت شد و حجّتش قطع گرديد . بايد دانست تحيّر و يأس و اندوه از هم جدا نيستند و اگر معناى اصلى را يأس يا اندوه بگيريم مانعى نخواهد داشت * ( « أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ » ) * انعام : 44 ، آنها را بناگهان گرفتيم پس آنگاه مأيوس و متحيّر بودند . در سورهء روم پس از ذكر آمدن باران و شادى مردم ، آمده * ( « وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ مِنْ قَبْلِه لَمُبْلِسِينَ » ) * روم : 49 و حقّا كه آنها پيش از نزول باران مأيوس بودند . نظير اين آيه ، آيهء * ( « وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا » ) * شورى : 28 ، است و با ملاحظهء آن روشن مىشود كه ابلاس بمعنى يأس است زيرا قنوط مسلَّما به معناى يأس مىباشد .
ابليس : مراد از اين كلمه در قرآن مجيد ، موجودى است زنده ، با شعور ، مكلَّف ، نامرئى ، فريبكار و . . . كه از امر خداوند سر پيچيد و بآدم سجده نكرد ، در نتيجه رانده شد و مستحق عذاب و لعن گرديد . او در قرآن اكثرا بنام شيطان خوانده شده و فقط در يازده محلّ ابليس به كار رفته است . آيا اين كلمه علم شخص است و نام مخصوص اوست و يا صفت است و بواسطهء يأس از رحمت خدا ، به او ابليس گفته شده ؟ در مجمع البيان هست : ابليس نام غير عربى است و قومى گفته‌اند كه عربى است و از ابلاس مشتقّ است . در صحاح و قاموس آن را عربى و از ابلاس گرفته است و در