كسى است كه طبع دروغگوئى دارد ( مفردات ) .
الميزان با در نظر گرفتن آيهء ما قبل * ( « أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ » ) * ميگويد : اين آيه تكذيب و نسبت بباطل مرتبه مرتبه است گفتند : اضغاث احلام است يعنى خوابهاى پريشان و نامنظم است كه آنها را پيامبرى و كتاب خيال كرده و آن از سحر هم پائينتر است و اينكه گفتند * ( « بَلِ افْتَراه » ) * ترقّى است از سابق ، زيرا خواب بودن لازمه اش اشتباه امر ولى افتراء مستلزم تعمّد است يعنى اشتباه نكرده بلكه عمدا افترا بسته است . و * ( « بَلْ هُوَ شاعِرٌ » ) * ترقّى است از جهت ديگر ، زيرا مفترى از روى تدبّر و تفكَّر سخن ميگويد امّا شاعر روى خيال و بدون تدبّر تكلَّم مىكند . . . » .
در آيهء * ( « لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلا عَنْ ظُهُورِهِمْ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً . . . » ) * انبياء : 39 و 40 « بل » چنان كه راغب گفته براى ترقّى است يعنى نه تنها خود را از آتش حفظ نتوانند بلكه آتش بناگهان بر آنها آيد .
نا گفته نماند يكى از معانى « بل » چنان كه قاموس و غيره تصريح مىكند ، انتقال از غرضى بغرضى است بنا بر اين لازم نيست هميشه پى ابطال ما قبل « بل » بگرديم در آياتى نظير * ( « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه فَصَلَّى بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا » ) * اعلى : 14 و 16 و غيره اگر معناى اخير را به نظر آوريم كار آسان خواهد بود .
تا اينجا سه معنى از معانى « بل » گفته شد .
1 - ابطال ما قبل و تصحيح ما بعد .
2 - انتقال از غرضى بغرض ديگر .
3 - ترقّى .
معانى ديگر نيز براى « بل » گفتهاند كه در كتب لغت بايد ديد .
و در خاتمه بايد دانست كه معناى اضراب و تدارك در تمام موارد استعمال آن ملحوظ است .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٢٤