مقدّس ميشمردند و حاضر به ذبح آن نبودند لذا پشت سر هم سئوال ميكردند و اين سئوالات از عدم رضايت قلبى ناشى بود .
آيا مراد از * ( « وَما كادُوا يَفْعَلُونَ » ) * آن است كه در اثر نادر الوجود بودن آن گاو و يا گرانى قيمت آن نزديك بودند كه نكنند و يا در اثر مقدّس شمردن گاو و عدم رضايت قلبى بود ؟
آيا حضرت موسى پى فرصتى ميگشت كه بنى اسرائيل با دست خود گاوى ذبح كنند تا مقدّس شمردن آن بتدريج از بين برود لذا در قضيّه ى مقتول از فرصت استفاده كرده و جريان گاو كشى را پيش كشيد ؟
آيا اين قضيّه بعد از واقعه ى سامرى و گوساله پرستى اتفاق افتاد و يا پيش از آن ؟
4 - احتمال نزديك بيقين آن است كه بنى اسرائيل در اثر آميزش با مصريان گاو را مقدّس شمرده و دين يگانه پرستى اجداد خود را از ياد برده بودند و اين دستور براى آن بود كه با دست خود گاو بكشند تا كم كم تقديس آن از بين برود .
محقّق عاليقدر آقاى طالقانى در اين باره مينويسد : بنى اسرائيل چون ساليان دراز محكوم مصريان بودند . . . خواه نا خواه اوهام و معتقدات مصريان بر آنها چيره شده بود . يكى از مقدّسات مصريهاى گاو بود ، گويا احترام و تقديس گاو در مصر مانند هند ، بيشتر در طبقه كشاورزان و دامداران شايع بود . چون بنى اسرائيل با اين طبقه كه اكثريت مردم آن سرزمين بودند آميزش داشتند ، تقديس و پرستش گاو بتدريج در آنها آن چنان سرايت كرد كه بيشتر آنان عقيدهء يگانه پرستى پدران خود را فراموش كردند و چون تقديس گاو در ميان اين طبقات بوده ( مانند گاو آپيس ) اين عقيده در تاريخ به اندازه خدايان طبقات حاكمهء مصر شهرت نيافته است .
شايد پس از خروج از مصر و زندگى طولانى در بيابان و معاشرت با قبائل گاو پرست نيز در آنها مؤثّر بوده ،
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢١٢