* ( قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَه عَلَيْنا وَإِنَّا إِنْ شاءَ الله لَمُهْتَدُونَ . قالَ إِنَّه يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها ، قالُوا الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَما كادُوا يَفْعَلُونَ ، وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَالله مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنا اضْرِبُوه بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ الله الْمَوْتى وَيُرِيكُمْ آياتِه لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » ) * بقره : 67 - 73 .
يعنى : آنگاه كه موسى بقوم خود گفت : خداوند بشما امر مىكند كه گاوى را ذبح كنيد گفتند : آيا ما را مسخره گرفتهاى ؟ گفت :
به خدا پناه مىبرم كه از نادانان باشم .
گفتند : پروردگار خويش را بخوان تا بما روشن كند گاو چگونه است ؟
گفت : خداوند ميگويد : آن گاوى است نه پير و نه خرد سال سنّش ميان اين دو است پس آنچه امر ميشويد بجاى آوريد .
گفتند : پروردگار خويش را بخوان تا روشن كند رنگ آن چگونه است ؟ گفت : خداوند ميگويد : آن گاوى است زرد پر رنگ كه بينندگان را مسرور مىكند .
گفتند : پروردگارت را بخوان تا روشن كند اين گاو چگونه است ؟
اين گاو بر ما ميان گاوان مشتبه گشته است و ما انشاء الله هدايت يافته گانيم و ترديدمان بر طرف خواهد شد .
گفت : خدا ميگويد : آن گاويست نه رام است كه زمين را شخم زند و نيز كشت را آب نميدهد سالم است و خطَّ و خالى در آن نيست . گفتند اكنون حق را آشكار كردى پس گاو را ذبح كردند و نزديك نبودند كه ذبح كنند . و چون نفسى را كشتيد و در آن اختلاف كرديد خداوند روشن مىكند آنچه كه پنهان ميداريد . گفتيم بزنيد آن را ببعض گاو ، خداوند اين چنين مردگان را زنده مىكند .
اين داستان كه سورهء بقره با آنهمه تفصيل و حقائق كه در بر دارد به اين نام خوانده شده از چند جهت
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢١٠