بپاداشتن جشنى بعنوان گاو كشى ( عيد خون ) دستور مستقلَّى بوده . . .
تا با اين خاطره ، تقديس و پرستش گاو از خاطرها برود ( پرتوى از قرآن ذيل آيات فوق ) .
بدين طريق ملاحظه مىشود كه آقاى طالقانى قول سيّد هندى را قبول مىكند .
و خلاصه آنكه : دستور گاو كشى يك امر ساده نبوده و باحتمال قوى براى از بين بردن * ( « وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ » ) * بوده است .
مسترهاكس در قاموس كتاب مقدّس ذيل « گوساله » مينويسد :
بنى اسرائيل از طول اقامت موسى ( در طور ) بستوه آمده و در شكّ افتادند و چون در مصر اين چنين مطالب بسيار ديده بودند ، لذا از هارون خداى مجسّمى خواستند .
هاكس قبل از اين جمله تصريح مىكند كه هارون براى آنها گوساله ساخت ولى اين صحيح نيست بتصريح قرآن مجيد سازندهء گوساله ، سامرى بود نه هارون ولى تأييد مىكند كه عادات مصريان در بنى اسرائيل اثر گذاشته بود .
و چون يك دفعه گاو كشى براى از بين بردن چنين افكار ، كافى نيست ، نظر آقاى طالقانى كه گاو كشى را يك عيد خون و بطور دائم گفته است ، تقويت مىشود مخصوصا كه در تورات فعلى كتاب اوّل پادشان باب 12 آيهء 29 نقل شده كه « يربعام » دو گوسالهء طلا براى پرستش بنى - اسرائيل ساخت يكى را در بيت ئيل و ديگرى را در « دان » گذاشت .
معلوم مىشود پس از گذشت روزگاران هنوز گاو در نظر آنها محترم بوده است و شايد براى همين است كه در باب 11 آيهء 40 همان كتاب آمده : سليمان قصد كشتن يربعام را داشت و او بمصر فرار كرد تا وفات سليمان در آنجا ماند .
7 - صاحب المنار و ديگران خواستهاند آيه ى * ( « فَقُلْنا اضْرِبُوه بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ الله الْمَوْتى » ) * را طورى معنى كنند كه معجزه در ميان نباشد و گويد : در اينجا يُحيِى الله
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢١٥