تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
فربه و تنومند بودنش بدنه گفته‌اند ، در اقرب الموارد آمده : شتران قربانى را از آن بدنه گفته‌اند كه آنها را فربه ميكردند .
بُدوّ : ظهور شديد ( مفردات ) * ( « وَبَدا لَهُمْ مِنَ الله ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ » ) * زمر : 47 ، از خدا براى آنان آنچه گمان نميكردند آشكار شد . قاموس آن را مطلق ظهور گفته است . * ( « وَبَدا بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَالْبَغْضاءُ » ) * ممتحنه : 4 ، ميان ما و شما دشمنى و كينه آشكار شد . در جاى ظهور رأى و مصلحت نيز به كار رفته مثل * ( « ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الآياتِ لَيَسْجُنُنَّه حَتَّى حِينٍ » ) * يوسف : 35 ، بعد چنين مصلحت شد كه او را تا مدّتى محبوس كنند .
بادى * ( « وَما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ » ) * هود : 27 ، كلمه ى « بادى » را بعضى بادء با همزهء آخر و بعضى بادى با ياء آخر خوانده‌اند ( مجمع البيان ) بنا بر قرائت اوّل ، اصل آن از بدء بمعنى شروع و بنا بر قرائت دوّم از بدوّ بمعنى ظهور است . بادى الرأى بنا بر معنى اول كسى است كه ناپخته رأى باشد و بنا بر معنى دوّم كسى كه اظهار رأى مىكند در حالى كه تحقيق نكرده است ( مفردات ) . * ( « بادِيَ الرَّأْيِ » ) * در آيه اگر قيد * ( « اتَّبَعَكَ » ) * باشد معنى اين مىشود : از تو پيروى نكرده مگر فرومايگان ما بى آنكه تدبّر و تحقيق كنند [ الْباد ] * ( « سَواءً الْعاكِفُ فِيه وَالْبادِ » ) * حج : 25 ، « باد » در اينجا بمعنى مسافر است كه ظاهر مىشود يعنى : مقيم و مسافر در آن يكسان است .
بَدْو : باديه . صحرا . * ( « وَجاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ » ) * يوسف : 100 * ( « وَإِنْ يَأْتِ الأَحْزابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بادُونَ فِي الأَعْرابِ » ) * احزاب : 20 ، و اگر احزاب بيايد دوست دارند كه ايكاش باديه نشين و ميان صحرا نشينان بودند . در مجمع فرموده : بادى كسى است كه در باديه ساكن باشد حديث « من بدا جفا » از آن است يعنى هر كه باديه نشين باشد اهل جفا مىشود .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 172 | سيد علي اكبر قرشي