پيش از آنكه آن را بيافرينيم و از مرحله ى لوح محفوظ كنار نمائيم .
بارى :
آفريننده * ( « هُوَ الله الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى » ) * حشر : 24 اوست خداى اندازه گير ، آفريننده ، صورت ده ، براى اوست نامهاى خوب .
با در نظر گرفتن آنچه در « برء - بريّه » گفتيم ، شايد خدا را از آن جهت بارى گوئيم كه بوسيله ى ايجاد ، اشياء را از نبودن كنار و به طرف بود ميكشاند .
بُرج :
آشكار شدن . در مجمع البيان ذيل آيه ى 60 از سوره ى نور گويد : تبرّج آنست كه زن زيبائيهاى خود را اظهار كند و اصل آن بمعنى ظهور است و بعبارت ديگر از آن جهت برج گويند كه ظاهر و هويداست .
چون در اين مادّه از كلمه ى بروج آسمان كه سه بار در قرآن آمده است ، صحبت خواهد شد لازم است معناى اصلى برج كاملا روشن شود ، آنگاه به بينيم آيا مراد قرآن از بروج ، نجوم است يا برجهاى دوازده گانه ى موهوم و اعتبارى ؟
زمخشرى در كشّاف ذيل آيه ى 60 از سوره ى نور گفته : بدا و برز بمعنى ظهور ، نظير تبرّجاند ، در سوره ى فرقان ذيل آيه ى 61 ميگويد :
اشتقاق بروج از تبرّج است بجهة ظاهر بودن آنها . بيضاوى در تفسير سوره ى بروج گويد : اصل برج براى ظهور است و در ذيل آيه ى 60 از سوره ى نور گفته : بكشتى آشكار كه پرده ندارد گويند : بارجه .
در اقرب الموارد گويد :
« تبرّجت المرئة » يعنى زن زينت خود را آشكار كرد براى نامحرم در نهايه ى ابن اثير نيز چنين است .
بنا بر آنكه گفته شد شكَّى نميماند كه معناى اصلى برج ، ظهور است * ( « وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الأُولى » ) * احزاب : 33 ، يعنى ظاهر نشويد ، خود نمائى نكنيد مانند خود نمائى جاهليّت اوّلى . * ( « غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ » ) * نور : 60 ، يعنى زنانى كه