تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مكه و مدينه كه جنگ معروف بدر در آن واقع شد * ( « وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ الله بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ » ) * آل عمران : 123 .
بدع : ايجاد ابتكارى . بايد دانست هر ايجادى ابداع نيست بلكه ابداع آنست كه بدون سابقه و بدون پيروى از ديگران باشد ، بهترين كلمه براى آن ، ابتكار است مفردات ميگويد : « الابداع انشاء صنعة بلا احتذاء و اقتداء » در اقرب آمده : « بدعه بدعا : اخترعه لا على مثال » .
بدل : عوض گرفتن . * ( « إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ » ) * نمل : 11 ، مگر آنكه ستم كند بعد خوبى را عوض گيرد * ( « ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ » ) * اعراف : 95 ، سپس خوب را بجاى بد عوض كرديم . راغب گويد : ابدال ، تبديل ، تبدّل و استبدال همه بمعنى عوض گرفتن و قرار دادن چيزى است در جاى چيزى . * ( « لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ الله » ) * يونس : 64 ، براى كلمات خدا تغييرى نيست يعنى يكى بجاى ديگرى عوض گرفته نميشود * ( « بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا » ) * كهف : 50 ، شيطان و اولياء او براى ظالمان بجاى خدا ، عوض بدىاند ، بدل در آيه ى اخير وصف است نه مصدر .
بَدَن : تن . جسد . * ( « فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً » ) * يونس : 92 ، امروز تو را بوسيله ى بدنت نجات ميدهيم تا براى كسانى كه از پس تواند ، عبرتى باشى يعنى زنده نجات يافتن تو ، شدنى نيست فقط پيكرت را از آب بيرون خواهيم انداخت و آن نوعى از نجات تو است و آن هم براى عبرت ديگران . * ( « وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ الله » ) * حجّ : 36 ، بدن ( بر وزن قفل ) جمع بدنه بمعنى شتر قربانى است ، يعنى : شتران قربانى را براى شما از نشانه هاى خدا قرار داديم . راغب گويد : بدن در جائى گفته مىشود كه بزرگى جثّه مراد باشد و جسد در جائى كه رنگ مراد باشد گويند : « ثَوْبٌ مُجَسَّدٌ وَامَرأَةٌ بادِنٌ و بَدينٌ » يعنى لباس رنگ شده و زن تنومند . و شتر قربانى را به جهت