تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
كه آن به معناى نقص و ظلم است ، با تدبّر در استعمال قرآن قول راغب اقرب به نظر ميرسد زير موارد به كار رفتن آن توأم با ظلم است حتى در سورهء يوسف . در آيه ى * ( « وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ » ) * اعراف : 85 و نظائر آن * ( « أَشْياءَهُمْ » ) * بدل اشتمال است از * ( « النَّاسَ » ) * . تدبّر در آيات نشان ميدهد كه بخس در نقصان كمّى و كيفى هر دو به كار ميرود مثلا در آيهء * ( « وَلا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَالْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ ) * . . . . * ( أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَالْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ . . . » ) * هود : 84 - 85 ، به نظر ميايد كه مراد از « تبخسوا » تعييب اشياست يعنى بر متاع ديگران عيب نگيريد و آن چنان كه گفته شد نقصان كيفى است .
بَخع : كشتن و تلف كردن خود از اندوه * ( « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ » ) * شعراء : 3 شايد تو خودت را تلف كنى از اينكه ايمان نمياورند در قاموس و مفردات آمده : « البخع قتل النفس غمّا » اين كلمه معانى ديگرى نيز دارد ولى در قرآن نيامده است . اقرب - الموارد گفته : « بخع نفسه : قتله من وجد او غيظ » .
بُخل : ضدّ سخاوت . راغب گويد : بخل امساك موجودى است از محلَّى كه نبايد امساك شود * ( « الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ » ) * نساء : 37 كسانى كه بخل ميورزند و مردم را ببخل امر ميكنند ، بخل از صفات مذمومه است آيات و روايات در ذمّ آن بسيار است .
بدء : شروع . * ( « فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيه » ) * يوسف : 76 شروع كرد بظروف آنان پيش از ظرف برادرش .
بَدر : عجله . سرعت . * ( « وَلا - تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَبِداراً أَنْ يَكْبَرُوا » ) * نساء : 6 اموال يتيمان را باسراف و بعجله مبادا كه بزرگ شوند و از خوردن و اسراف مانع شوند ، نخوريد . بدر : نام محلَّى است ما بين