تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
معاوية بن قشير آنها را برداشت و پيش احوص بن جعفر برد و به دو خبر داد كه مردى آنها را در جائى كه آبشخور مردم بود انداخت . احوص به نزد قيس بن زهير عبسى رفت و آنها را به دو نشان داد و او را از آن ماجرى آگاه ساخت و پرسيد : « در اين باره چه نظرى دارى ؟ » قيس جواب داد : « اين نشانهء آن است كه خدا با ماست . از اين مرد پيمان گرفته شده كه با شما سخنى نگويد . او هم بدين وسيله شما را آگاه ساخته است . خاك نشانه آن است كه شمار دشمنانى كه به جنگ شما مىآيند به اندازه ذرات خاك زياد مىباشد . خار نشانهء تيزى و خونريزى آنها و اين حنظله كه مانند گوى است نشانهء سران و فرماندهان آن گروه‌ها و تلخ خوئى آنان است . اما اين دو تكه پارچهء يمنى نشانهء آن است كه دو قبيله از يمن با ايشان همراهى مىكنند . پارچهء سرخ هم نشانهء حاجب بن زراره است . ده ريگ سياه نيز نشانهء آن است كه تا ده شب ديگر ايشان به شما خواهند رسيد . او بدين وسيله شما را از خطر آگاه ساخته و اندرز داده كه مانند آزادگان باشيد و در جنگ با دشمن خويش پايدارى كنيد همچنان كه آزادگان و جوانمردان پايدارى مىكنند تا به بند اسارت نيفتند و در شمار بردگان در نيايند . » احوص ، كه اين سخنان را از قيس شنيد ، گفت : « اكنون كه چنين است ، ما به هر چه تو گوئى گوش مىدهيم و هر چه را كه تو بينديشى به كار مىبنديم زيرا هيچ سختى براى تو پيش نيامده جز اينكه راهى براى رهائى از آن انديشيده باشى . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 94 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت