تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
اندك اندك كسان وى ، به جاى او و پرچم او پى برده بودند و مىخواستند همه در زير پرچم وى گرد آيند و به فرمان او جنگ را ادامه دهند كه ناگهان اسبش در كمر كوه لغزيد و در غلطيد و در همين هنگام ، عنتره كه نزديك وى بود ، فرصت را از دست نداد و با نيزه چنان به پشت او زد كه پشتش را شكست . قيس نيز ضربتى بر او نواخت و پيكر خون آلودش را به خاك انداخت . لقيط در آن حال دختر خود ، دختنوس ، را ياد كرد و گفت :
يا ليت شعرى عنك دختنوس * اذا أتاها الخبر المرموس أ تحلق القرون أم تميس * لا بل تميس انها عروس
بعد جان سپرد ، و اين جنگ با شكست تميم غطفان پايان يافت . سپس براى حاجب بن زراره پانصد شتر و براى عمرو بن عمرو دويست شتر سر بها دادند و آنان را از اسارت آزاد كردند . دختنوس در سوگ پدر خويش قصائدى ساخته كه اين از آن جمله است :
عثر الاغر بخير خن * دف كهلها و شبابها و اضرها لعدوها * و افكها لرقابها و قريعها و نجيبها * فى المطبقات و نابها و رئيسها عند الملو * ك و زين يوم خطابها و اتمها نسبا اذا * رجعت الى انسابها فرعى عمودا للعشي * رة رافعا لنصابها و يعولها و يحوطها * و يذب عن احسابها و يطأ مواطن للعد * و فكان لا يمشى بها فعل المدل من الاسو * د لحينها و تبابها