آن را از دست فرو نمىگذاشت . »
زراره گفت :
« او ربيعة بن عقيل بن كعب بوده است . »
زن گفت :
« مردى هم دو پسر سرخ و سپيد داشت . اين دو پسر هر جا كه مىرفتند همهء چشمها به سوى آنان دوخته مىشد . »
زراره گفت :
« او صعق بن عمرو بن خويلد بن نفيل است . دو پسرش هم يزيد و زرعه هستند . »
زن گفت :
« مردى را هم ديدم كه حرفى نمىزد مگر حرفى كه از دم شمشير هم تيزتر بود . »
زراره گفت :
« او عبد الله بن جعدة بن كعب بوده است . »
پس از اين گفت و گو ، زراره به زن دستور داد تا به خانهء خود برود .
بعد زراره براى شتربانان پيام فرستاد و دستور داد كه شتران را آماده كنند و محملها و بارها را بربندند و خانواده و اموال قبيلهء بنى دارم را به سرزمين بغيض بفرستند .
زراره ، همچنين ، كسانى را به نزد مالك بن حنظله فرستاد و آنان را فراخواند و از خطرى كه متوجهشان بود آگاهشان ساخت و دستور داد كه خانواده و بار و بنهء خود را به سرزمين بغيض بفرستند .
آنان نيز چنين كردند و خود آمادهء پيكار با دشمن شدند .
بامداد كه افراد قبيلهء بنى عامر از خواب برخاستند ، يك غنوى به ايشان خبر داد كه خانوادهء بنى دارم و بنى مالك بار خود را بسته
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 50
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٠