تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
عبد الله بن جعده كلابى در اين باره گفته است :
يا حار لو نبهته لوجدته * لا طائشا رعشا و لا معزالا شقت عليه الجعفرية جيبها * جزعا و ما تبكى هناك ضلالا فانعوا ابا بحر بكل مجرب * حران يحسب فى القناة هلالا فليقتلن بخالد سرواتكم * و ليجعلن لظالم تمثالا
حارث به دو جواب داد :
تالله قد نبهته فوجدته * رخو اليدين مواكلا عسقالا فعلوته بالسيف اضرب رأسه * حتى اضل بسلحه السربالا
حارث از دو سو تحت تعقيب بود : نعمان پادشاه حيره مىخواست او را بگيرد و بكشد چون او كسى را كشته بود كه در پناه نعمان قرار داشت . خاندان هوازن هم در جست و جوى او بودند تا او را بكشند و انتقام خون خالد ، سرور خود را ، از او بگيرند . از اين رو ، حارث به قبيلهء تميم پيوست و از ضمرة بن ضمرة بن جابر بن قطن بن نهشل بن دارم پناه خواست . او نيز وى را در برابر نعمان و هوازن پناه داد . نعمان وقتى دريافت كه بنى دارم حارث را پناه داده ، لشكرى را بسيج كرد و در زير فرماندهى ابن الخمس تغلبى به سوى بنى دارم گسيل داشت . ابن الخمس براى پدر خود نيز خونخواهى مىكرد زيرا حارث پدر وى را كشته بود . احوص بن جعفر ، برادر خالد نيز ، هنگامى كه افراد قبيلهء بنى عامر را گرد آورد و براى جنگ حركت كرد ، در راه به لشكر نعمان برخورد و همه با هم عازم پيكار با بنى دارم شدند و به راه افتادند .