در اين هنگام او در مسحلان بود .
سواران او در پى او شتافتند و سه روز جست و جو كردند تا او را يافتند و همين كه خود را به دو رساندند ، ديدند از گرسنگى نزديك به مرگ است .
بيدرنگ آتشى بر افروختند و جگر آن حيوان را كه شكار شده بود ، كباب كردند و به دو دادند . و او آن را كه بسيار داغ بود خورد و ديرى نگذشت كه جان سپرد .
حارث پسران خود را در ميان قبيلههاى معد پراكنده ساخته و هر يك را به رياست طايفهاى گماشته بود .
حجر را كه بزرگترين فرزندش شمرده مىشد بر بنى اسد و كنانه فرمانروا ساخته بود .
شرحبيل ، فرزند ديگر خود را به پيشوائى قبائل بكر بن وائل و بنى حنظلة بن مالك بن زيد مناة بن تميم ، و بنى اسيد بن عمرو بن تميم ، و رباب گماشته بود . سلمه ، كوچكترين پسر خويش را بر بنى تغلب و نمر بن قاسط و بنى سعد بن زيد مناة بن تميم ، و پسر ديگر خود ، معدى كرب ، معروف به « غلفاء » را بر قيس عيلان حكومت داده بود .
اين قسمت ، ضمن شرح كشته شدن حجر پدر امرؤ القيس بيان گرديد . در اين جا فقط از اين رو به بازگوئى آن پرداختيم كه بدان نياز داشتيم .
پس از درگذشت حارث كه - چنان كه گفتيم ، در شكار گورخر فوت كرد - ميان پسران او پراكندگى و چند دستگى افتاد و قبائلى كه تحت حكومت هر يك از آنان بودند ، به جان هم افتادند و يك ديگر را غارت كردند و سرانجام كار به جائى رسيد كه هر برادرى افراد قبيلهء خود را گرد مىآورد و به برادر ديگر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥