خويش حملهور مىشد .
در اين احوال ، شرحبيل ، با لشكريانى كه در اختيار داشت براى پيكار به راه افتاد و در كلاب ( به ضم كاف ) ، كه بركهء آبى در ميان بصره و كوفه بود ، فرود آمد .
سلمه نيز با كسان خود و گروهى از دستپروردگان برخى از پادشاهان عرب حركت كرد .
اين گروه نيز به كلاب رسيدند و به تغلب كه سفاح بن خالد بن كعب بن زهير فرماندهى آنان را داشت ، بر خوردند و جنگ سختى كردند .
درين پيكار برخى از ايشان پايدارى نمودند و متحدان خود را يارى دادند . ولى همين كه روز به پايان رسيد ، بنو حنظله و عمرو بن تميم و رباب ، از بكر بن وائل دست كشيدند و اين قبيله را تنها گذاشتند و گريختند .
قبيلهء بكر ، تنها ماند ولى ايستادگى كرد .
از سوى ديگر ، قبيلهء بنى سعد و يارانشان نيز از قبيلهء تغلب برگشتند و تغلب را تنها گذاشتند .
در نتيجه ، باز دو قبيلهء بكر و تغلب رو در روى هم قرار گرفتند .
جارچى شرحبيل فرياد زد و از سوى شرحبيل چنين پيام فرستاد :
« هر كس كه سر سلمه را براى من بياورد يكصد شتر جائزه خواهد گرفت . »
جارچى سلمه نيز فرياد زد :
« هر كس كه سر شرحبيل را براى من بياورد يكصد شتر پاداش خواهد يافت . »
درين هنگام جنگ بالا گرفت و هر كسى مىكوشيد كه پيروزى يابد تا شايد بتواند يكى از آن دو سردار را بكشد كه يكصد شتر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦